X
تبلیغات
رایتل

زنده باد موسیقی راک

شنبه 21 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 05:43 ب.ظ
هیچ چیز به اندازه دیدن دختری که مشغول نواختن درامز است من را به لحاظ جنسی تحریک نمیکند.

خواب نگاری

شنبه 21 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 03:43 ب.ظ
تصمیم دارم از امشب یه دفتر بزارم کنارم،همه خوابهام رو بنویسم.

یه صبح با گلوی سوخته ازچای هنوز داغ

چهارشنبه 18 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 10:24 ب.ظ
یک کارفرمای خوب،یک کارفرمای مرده است.

تو چشمات خواب مخمل،شراب ناب شیراز

جمعه 6 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 07:35 ب.ظ
بارهاگفتم شغل من بی ارتباط هست به رشته تحصیلیم،اما با توجه به شغلی که دارم آدمهای زیادی واسم دعا میکنن و بهم میگن که کارت خیلی اجر اخروی داره،اما چیزی که هست اینه که من آدم معتقد ومذهبی نیستم و نمیدونم تکلیف این دعاها چی میشه و این خدمات انساندوستانه من اجری دارن،هرچند همین رضایت قلبی که از این کار بهم دست میده مرا بس،فقط امیدوارم که بتونم سالها تو این کار بمونم.

دعای خیر مادر

جمعه 6 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 07:26 ب.ظ
وقتی حقوق گرفتم یک کیلوشیرینی ترخریدم به قیمت ٨هزارتومن بردم خونه،مادرم گفت انشاالله خدا اونقدر بهت پول بده که ندونی چی کارش بکنی و یک لحظه این به ذهنم خطورکرد که واقعا همچین چیزی امکان پذیر هست؟

جزخویش نمی دیدیم،برخویش بپیچیدیم

دوشنبه 2 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 09:29 ب.ظ
خیلی ناراحتم که نمیتونم کاری انجام بدم واسه اونایی که دوستشون دارم.