فردا تولد من هست.29 سال من تموم میشه و میرم توی 30 سال.
دو سال پیش این پست رو نوشتم واسه تولد خودم:دنیا محل زیبایی است، و ارزش آن را دارد که بخاطرش جنگید .
29 سال رو پشت سر گذاشتم و سختی هایی دیدم که دیگه هیچی ازشون به یاد نمیارم.پر از امید به آینده هستم و دلم میخواد بچه داشته باشم.پارسال توی همین روزها با همسرم مشکلاتی داشتم.ولی هر چی بود گذشت و الان روی خوش زندگی داره به ما لبخند میزنه.
مثل سابق نمیتونم برم رو منبر و مطالب زیادی بگم.شاید گفتنی ها رو همه رو گفتم و دیگه حرفی واسه گفتن نداشته باشم،نمیدونم.
سالهای پیش دغدغه من پیدا کردن کار بود.بعد از اون جمع کردن پول،بعد از اون ازدواج.الان هم دغدغه متعهد موندن در رابطه رو دارم.نمیدونم سال آینده کجا هستم و دغدغه من چی میتونه بشه.روزها به سرعت برق برای من سپری میشه.خوشحالم که یک سال بزرگتر شدم.خوشحالم که پیشرفت خوبی توی زندگیم داشتم که فقط به خاطر مادرم و همسرم هست.خوشحالم که کار خوبی دارم و همکارهای خوبی.خوشحالم که بدن سالمی دارم.
بعضی وقتها که توی یکی از اتوبان ها یا خیابان های بالاشهر تهران هستم و دارم به سمت خونه میرم به خودم میگم تو همونی هستی که پول سیگار هم نداشتی.تو همونی هستی که توی جنوب و شرجی و گردوغبار دنبال کار میگشتی.چقدر زندگی میتونه پیچیده باشه.نمیدونم شگفتی های زندگی تا کی قراره برای من تکرار بشه و به کجا کشیده میشم.اما در نهایت به همه چیز خوش بین هستم،خوش بین هستم به آینده ای روشن برای خودم و این کشور.دلم میخواد همه جیب هایی پر از پول داشته باشن و همه شاغل باشن و از لحاظ جنسی هیچ کس مشکلی نداشته باشه.دلم میخواد قوای جنسی من تا همیشه خوب و مستحکم بمونه.دلم میخواد همه با شکم سیربخوابن.دلم میخواد هر کسی که ماهی سفید با ترشی سیر هوس کرد دم دستش داشته بشه.
خداحافظ بیست و نه سالگی و سلام به سی سالگی.
تولدتون مبارک..ایشالا شگفتی های بهتر و بیشتر
قربونت
تولدت مبارک تراویس.
خوشحالم به چیزایی که تا امروز دنبالشون بودی رسیدی، حتما به بقیش هم میرسی.
دهه ها همیشه حس متفاوتی دارن، 30 سالگیت پر از لحظه های خوب همراه سین چشم سبز
فدای تو مهربونم
گرچه بابالنگ دراز میگه سی سالگی یعنی آغاز پیری !!! ولی من معتقدم درست اول اول جوونی و در عین حال پختگیه
تبریک میگم و خیلی خوشحالم براتون ... خوبه که گذشته رو یاد آوری می کنید برای خودتون
من یادمه این روزای پارسال رو... چه خوبم پستاتون رو یادمه
تولدت مبارک تراویس
فدات عزیزم
تولدت مبارک..ایشالا همیشه روی خوش زندگیو ببینی و خوشحال باشی
قربونت گلم
آقا تبریکات صمیمانه من رو هم بپذیرید بهترینارو کنار خانواده ، مادر و همسرت داشته باشی... دعاهات خیلی خوب بود...
ماهی صبور با حشوی تمبر هندی و سیر فراوون رو ترجیح میدم...
تو باید میرفتی پس جنوب زندگی میکردی.
فدای تو مهربونم.تو هم کنار شوهر عزیزت همیشه شاد باشی
سلام جیگر! تفلدت مبارک!!!
چقدر جلف گفتم :| :))
قربونت هولدن.رنگ وبلاگت رو عوض میکنی یا بیام برات؟؟؟
تولدت مبارک تراویس......سالهای پیش روت پر از شادی و سلامتی..............

فدات.بوس.بوس
تولدت مبارک جناب فیلسوف بی ادعا :)
امیدوارم سالهای سال سلامت باشی و سایه ت بالا سر خانواده ت و همسرت و بچه های آینده ت, و به هرجایی که آرزوش و شایستگی ش رو داری برسی و ازش لذت ببری
فیلسوف بی ادعا رو خوب اومدی.خوشم اومد.مرسی.بازم دم شما گرم.دیگران که میان و به بنده حقیر برچسب منحرف و عوضی بودن میزنن.
مرسی دختر مهربون و دوست داشتنی.
سلام
تولد تولد تولدت مبارک
خب همینجوری که قبلا گفتم تو لیاقت تمام این چیزا رو داری و امیدوارم بهترشو بدست بیاری چون خوش قلب و مهربونی وادمی هستی که وقتی موقعیتت بالا میره دست پایینی ها رو میگیری و غرور برت نمیداره
ایشالا همیشه اینجوری پیش عزیزانت خوشبخت و راضی و سالم باشی
من فدات بشم خانم دکتر خوشگلم
جان هولدن بلد نیستم من از این سوسول بازیا :))
عوض کن بابا
تولدت مبارک تراویس عزیز.
ایشالا همیشه شاد و موفق باشی در کنار همسر عزیزت.
و امیدوارم که به زودی یه کوچولوی دوست داشتنی گرمای زندگیتون رو بیشتر کنه.
قربونت بشم.چقدر تو مهربونی.فدات بشم.
جا داره به عنوان اولین کامنت، پس از سالهای خاموشی!! تولدت رو تبریک بگم
چه خوب که دنیا اومدی تراویس :)
همیشه با مگهان از شما و صداقت دوستداشتنیت به نیکی یاد میکنیم
عه.جدی میگی؟چرا تا حالا نظر نزاشته بودی؟؟؟؟
ناراحتم کردی.
آدرس وبلاگت رو هم که نزاشتی.دیگه حتما باید بیام برات.
جدا از شوخی من مخلص شما هستم.فدای شما دوتا مهربون و عزیز بشم که بهترین هستین.
آدرس وبلاگت رو بزار واسم وگرنه خودت میدونی.به مگهان میگم کتکت بزنه
هیچی مثل ماهی های دریای جنوب نمیشه. اصلا قدرت خدا از خودشون طعم و مزه دارن خصوصا اون یکی که باهاش تن ماهی درست می کنن و خود عربا مسخره میکنن و میگن شماها خلین که این نوع ماهی رو دوست دارین و خواهرم برام آورده و الان تو فریزر مامانمه و اسمشم یادم نیست
ویر بود یا.....
نیدونم
و اااای کاش چهارفصل سال بهار بود. یکمی هم زمستون و بارون و برف قاطیش