mah
چهارشنبه 24 شهریورماه سال 1395 ساعت 09:54 ق.ظ
و اون سکانس که بابا پنجعلی حالش بد شده و امبولانس اومده نقی ام دم در ورودی پارک قیطریه نشسته داره گریه میکنه اونجا من کلا بیخیال فیلم شدم رفتم چند ساعت گریه کردم
این رو ندیدم.باید ببینمش حتما.عزیزم تو چقدر حساسی
mah
چهارشنبه 24 شهریورماه سال 1395 ساعت 12:21 ب.ظ
حساس نبودم اصلا تراویس من دختری بودم که شاید سالی یکبار هم گریه نمیکردم ولی به قول خودت زندگی انقدر دستخوش تغییر هستکه از ادم یه شخصیت دیگه ای میسازه و الان اینجوری شدم خودمم خیلی بدم میاد از این حالت و فکر کنم اقایون هم زیاد خوششون نمیاد از این حالت درسته .؟
نه اتفاقا درست نیست.خیلی هم خوب و خواستنی هستی.
mah
پنجشنبه 25 شهریورماه سال 1395 ساعت 09:43 ق.ظ
البته ببخشید که وسط گریه هاتون میام ولی پایتخت ژانرش اکثرا طنز بودایه لحظات اینجوری هم داشت البته:( احتمالا اون سکانس خیلی تاثیر گزار بوده تراویس جان چون تا حالا یکی دو بار دیگه هم تو این وبلاگ گفتی این پست رو:) بعله من همچین خواننده با دقتی هستم.حتما خیلی احساسی بوده.تازه یادمه یه بارم قیلم سه شنبه ها با موری دیدی شبکه اچ دی اونجام گریه کردی.
مردشور نقی رو ببرن که اگه یه جو شوعور داشت، به جای گریه سر مزار ننجونش،زنشو که حی و حاضر، جلوش بودو می دید. ولی حیف که وقتی عقلی، سر جاش نباشه، چشمش به دیدن جواهر، کوره.
و اون سکانس که بابا پنجعلی حالش بد شده و امبولانس اومده نقی ام دم در ورودی پارک قیطریه نشسته داره گریه میکنه اونجا من کلا بیخیال فیلم شدم رفتم چند ساعت گریه کردم
این رو ندیدم.باید ببینمش حتما.عزیزم تو چقدر حساسی
حساس نبودم اصلا تراویس من دختری بودم که شاید سالی یکبار هم گریه نمیکردم ولی به قول خودت زندگی انقدر دستخوش تغییر هستکه از ادم یه شخصیت دیگه ای میسازه و الان اینجوری شدم خودمم خیلی بدم میاد از این حالت و فکر کنم اقایون هم زیاد خوششون نمیاد از این حالت درسته .؟
نه اتفاقا درست نیست.خیلی هم خوب و خواستنی هستی.
ممنون که بهم اعتماد به نفس دادی .
قربونت عزیزم.واقعیت رو گفتم
البته ببخشید که وسط گریه هاتون میام ولی پایتخت ژانرش اکثرا طنز بودا
یه لحظات اینجوری هم داشت البته:(
احتمالا اون سکانس خیلی تاثیر گزار بوده تراویس جان چون تا حالا یکی دو بار دیگه هم تو این وبلاگ گفتی این پست رو:)
بعله من همچین خواننده با دقتی هستم.حتما خیلی احساسی بوده.تازه یادمه یه بارم قیلم سه شنبه ها با موری دیدی شبکه اچ دی اونجام گریه کردی.
کلا اشکم دم مشکمه
مردشور نقی رو ببرن که اگه یه جو شوعور داشت، به جای گریه سر مزار ننجونش،زنشو که حی و حاضر، جلوش بودو می دید. ولی حیف که وقتی عقلی، سر جاش نباشه، چشمش به دیدن جواهر، کوره.
چی بگم والا