یه سری آدمها هستن که میرن جاهای بلند پارکور کار میکنن،از برج ها بالا میرن،لبه پشت بوم های برج ها پشتک میزنن و هیچ ترسی از ارتفاع ندارن.چون دو دستی چسبیدن به زندگی،ولی من از ارتفاع میترسم به این خاطر که وقتی جای بلندی هستم یه قسمتی از وجودم انگار فریاد میزنه بپر پایین و تمومش کن این نمایش مسخره رو و انگشت فاکت رو به همه نشون بده.
یعنی میشه یه روز این نکبت تموم بشه !!
زندگی؟
من که عاشقش هستم
خانمت خوبه؟ خودت خوبی؟ درد بیضه هات خوب شد؟
مرسی مهربون.چقدر تو ماهی.
مثل من
قربون تو