من همیشه معتقد بودم و هستم و خواهم بود که آدمیزاد هر کاری بکنه و هر جوری که باشه طبق معادلاتی که هیچ وقت نفهمیدم و نخواهم فهمید نتیجه اش رو میگیره.حالا خوب باشه یا بد.
بهتره برم سر اصل مطلب تا متوجه بشین.
ما تو سازمان یه اتاقی داریم به عنوان تقریبا انبار که یه آقا و یه دختر خانم جوون اونجا هستن و ما هم به خاطر این که چیزی از اونجا دزدیده نشه دوربین مداربسته کار گذاشتیم که البته مخفی نیست و عیان هست و گوشه دیوار زل زده به چشم های آدم.اما همه غافل از این هستن که این دوربین صدا رو هم منتقل میکنه حالا نمیدونم طبق چه مکانیزم کفرآلودی.
حالا این آقایی که اونجا کار میکنه من اسمش رو گذاشتم آقای پرفسور چون تو هر مسئله ای از رنگ شاش بگیرین تا اجرام آسمانی صاحب نظره.خوب کار من خوب نیست که واسش اسم آقای پرفسور رو انتخاب کردم.اما امروز وقتی که داشتم توی کامپیوتر رصدش میکردش و به حرفاش با اون دختره گوش میدادم متوجه شدم که اونم اسم" آقای خوش صدا" رو برای من انتخاب کرده و به دختره میگفت که آقای خوش صدا پسرِ خوبیه.
دلم خواس صداتو بشنوم ای باباااا
صدای خوب بهتر از قیافه خوبه
هم صدام تخمیه و هم قیافه ام