آدم واقعا نمیتونه هیچ کس رو خوب بشناسه.یه خواهری داشت"سین چشم سبز" که من واقعا ازش متنفر بودم.تو این جریانات طلاق تمام خانواده اش،حتی اون باجناق دیوث با من درگیر شدن و منم البته که زبونم درازه و جواب همه رو دادم به بدترین شکل،ولی تنها کسی که خودش رو کنار کشید و هیچ چیزی نگفت همین خواهره بود که هیچی نگفت و هیچ دخالتی نکرد.
خواهره از همشون عاقل تر بوده به نظر من . واسه جدایی از فکر و خیال خوبه که باکسی بیرون بری یکم حا ل و هوات عوض میشه خیلی بده این روزا و این دورانا ولی اینو بدون به سرعت روزای خوش روزای سخت هم سپری میشه مطمئن باااااااش.
هیچ کسی رو ندارم که باهاش بیرون برم
وقتی خیلی تنهایی و بی حوصله دست خودتو بگیر برو....
یه سیگار برگ بگیر برو رستوران درویش خ سعادت آباد بلوار فرحزاد جنوبی ....بشین بخور و سیگارتو بکش ...البته یازده شب به بعد برو که خلوت باشه ....تو خودت راحت باشی منت هیچ کسی هم نکش داداش...
نوکرم داداش.با هم میریم اصلا
هیچ کسی و نداری چون هیچکس و با اون اخلاقت برای خودت نگه نداشتی
مثل اینکه دارید مرور می کنید گذشته رو، به نظرم گاهی اشکال نداره آدم چند ساعت یا حداکثر یک روز برای غم هاش
عزاداری کنه و گریه کنه، داد بزنه... امیدوارم حال دلتون خوب بشه... پس شما همه رو به یه چشم نگاه نمی کنید؟ مثلا چون از سین ناراحت بودین اما اون خواهرش که سکوت کرده بد نمی دونید درسته؟ اگه اینطور باشه جای تبریک دارید
حالا نمیخوام بدبین باشم و گناه کسی بشورم ولی شاید قبل این جریانات طلاق کار خودشو کرده الان نتیجش میبینه
احتمالا.چون خیلی هم مرموز بود
هیچ کسی رو ندارم که باهاش بیرون برم

پست قبل نوشتی با میم خوش عکس .............
پس تنها نیستی
مرور خاطرات خوبه چون متوجه می شی خودت هم کم وبیش مقصری
چی بگم والا
ببخشید
شاید اینقدر غرق مشکلات خودشه که دیگه حوصله مشکلات دیگران رو نداره
چی بگم والا
میدونی چیه تراویس
ادما تو جنگ و مشکلات خود واقعیه شخصیتشون رو نشون میدن
چ بسا ما قضاوت اشتباه کنیم یا ممکنه فقط تفاوت داشته باشیم ممکنه تو از لحاظ افکار و عقیده با خواهر زنت تفاوت بسیار داری و در نتیجه نمیساختید باهم، اما این دلیل نمیشه اون نتونه رفتار درست و منطقی داشته باشه
درست میگی