تراویس بیکل

تراویس بیکل

تراویس بیکل

تراویس بیکل

چو در کابل این داستان فاش گشت / سر مرزبان پر ز پرخاش گشت

تو این مدتی که از تجربیات ناب آشناییم حرف نمیزدم نه که بیکار باشم که رکود برای من مرگِ و سخت مشغول آزمون و خطا و پیدا کردن تیکه گم پازل زندگیم بودم.با دختری آشنا شدم که اسمش رو میزارم"ف بداخلاق" و از اهالی کشور دوست و برادر افغانستان هست.اون قدر این دختر رو دوست دارم که حاضرم همه زندگیم رو ول کنم و سی سال بعدی زندگیم رو یه معلم باشم توی یکی از قصبه های پغمان.

دلم میخواد هر صبح وقتی چشم باز میکنم صورت ماهش رو ببینم و اون لپ هاش که چال میشن با خنده هایی که اونقدر کم هستن که انگار فخر میفروشن به زمین و آسمون.

نظرات 19 + ارسال نظر
فاطمه چهارشنبه 14 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 11:52 ب.ظ

تراویس

لطفا اینقدر ظاهر رو مورد توجه قرار نده، تفاوت فرهنگی و
مذهبی و اعتقادی اصلا شوخی نیست،

گاهی فکر میکنم زیاد پخته شدین اما شما انگار خیلی زود از یک احساس

وارد احساس دیگه میشین یا شاید این برداشت من از نوشته های شماست

خودم هم نمیدونم

سحر پنج‌شنبه 15 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 12:58 ب.ظ

متاسفانه من یه نژاد پرست کثیف و بیشعورم، خدافظ برای همیشه!!!!!!

اینجوری نباش
منم یه سفیر فرهنگی هستم

خصوصی نویس پنج‌شنبه 15 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 03:54 ب.ظ

تراویس از وقتی دیگه تو یه رابطه با سین چشم سبز نیستی، تا همین الان دو سه نفر رو گفتی که اینجوری دوست داری.
یکم واقع بینانه تر باش خب این چه وضعشه اصلا احساسات ثبات نداره مثل اینکه.
نمیگم عجیبه از سه نفر خوشت بیاد؛ عجبیه که سه تا کیس بنظرت ارزش گذاشتن همه ی عمر و احساسات پای اونا رو داشته باشه.

روزهای خوب پنج‌شنبه 15 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 07:07 ب.ظ

حالا چرا ف بداخلاق!!
باهم برید کشمیر

حالشو ببرید
والا زندگی اگه عشق دوطرفه باشه شیرین تر از هر شیرینی میتوته باشه

چون بداخلاقه.بخواد اینجوری ادامه بده میره جز خاطرات

. پنج‌شنبه 15 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 07:52 ب.ظ

زندگیت خیلی پوچه

همچین بد هم نیست

Saba پنج‌شنبه 15 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 08:26 ب.ظ http://Kojastkhaneyebad.blogsky.com

چه توصیف قشنگی از یه دختر

قربونت

یکی پنج‌شنبه 15 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 08:49 ب.ظ

جالبه که چند وقت پیش که وبلاگت رو میخوندم داشتم فکر میکردم که چقدر اخلاقت و نظراتت و ماجرای سین چشم سبز و ... خیلی شبیه یکیه که آخرش با یه دختر افغان ازدواج کرد.
(اینقدر شبیه که اولش فکر کردم نکنه وبلاگ اونه)

چه جالب

. پنج‌شنبه 15 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 09:49 ب.ظ

وقتی پیر شدی میفهمی

چی رو؟

سحر پنج‌شنبه 15 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 10:54 ب.ظ

عزیزم شوخی کردم و خواستم عکس العمل تو رو در مقابل واکنشهای جامعه ببینم. من دانشگاهی درس میخونم که خیلی خارجی داره. چنتا دوست افغان هم دارم. یکیشون که تازه از کابل اومده و چنتاشون هم ایران بزرگ شده ن. نژاد هزاره خیلی دخترای قشنگی دارن و نژاد تاجیکشون هم بیشتر شبیه تاجیکی ها هستن تا افغانها. من که فکر میکنم یه نژادپرستی پوچ و متوهمی توی کشورای بدبخت و جهان سومی مثل ایران و حتی افغانستان هست که نمیذاره ب جایی برسن... القصه،از ته دل بهت تبریک میگم که انقد متمدن و خوشفکر شدی. و رابطه تون هم مبارکه

مرسی سحر عزیزم.میدونستم همچین آدمی نیستی

. پنج‌شنبه 15 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 11:10 ب.ظ

پوچ بودن زندگی خودتئ

چی بگم والا

لحظه جمعه 16 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 11:26 ق.ظ http://life-me.blogsky.com

آخی چه توصیفات خوبی دارید^_^

قربونت

اعظم46 جمعه 16 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 03:51 ب.ظ

تراویس مواظب باش یه وقت داداشش ویا باباش سرت رو روی سینه ت نزاره

نه.اونجوری نیستن

ندا شنبه 17 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 09:50 ق.ظ http://mydailyhappenings.blogsky.com/

وای تراویس من افغانها رو خیلی دوست دارم
زمان دانشجویی یه هم دوره ای افغان داشتم که به شدت دختر مهربون و دوست داشتنی ای بود
به دوستت سلام مخصوص برسون

قربونت.فعلا با هم زیاد خوب نیستیم

خواننده شنبه 17 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 04:35 ب.ظ

کلا دریا دلی. همه در دلت جا می گیرند.

بیچاره دلم

گیسو شنبه 17 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 08:50 ب.ظ

چه زود همه به دلتون می شینن. واقعا چرا؟

نمیدونم والا

گیسو سه‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 07:42 ب.ظ

به نظرم جدی روی این موضوع فکر کنید.
اینکه مدام رابطه ای شروع بشه و دوام نداشته باشه برای خودتون خوب نیست. تهش میشه تنهایی.

چی بگم والا

گیسو چهارشنبه 21 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 01:49 ق.ظ

معلومه خودتون ناراحت نیستید

چرا ناراحت باشم؟؟؟

گیسو پنج‌شنبه 22 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 12:14 ب.ظ

بطور طبیعی اینهمه رابطه داشتن خوب نیست. امروز عاشق شدن و فردا فارغ شدن.
ولی خب خودتون دوست دارید دیگه.
تنوع داره براتون حال می کنید

نه.خودم هم خسته شدم.دل زده شدم

گیسو پنج‌شنبه 22 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 01:31 ب.ظ

ولی در جواب حرف بقیه می گید چی؟ چطور؟ مگه بده؟ مشکلش چیه؟

الکی میخوام از سر خودم باز کنم میگم اینا رو.ولی در اصل موضوع همین هست که توی کامنت پایینی گفتی.روح من بیمار شده و خودم رو گم کردم

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد