عزیز دل رفته بیمارستان بستری شده و نمیزارن کسی کنارش باشه و همراه داشته باشه،منم توی خونه تنهام،چراغا هم همه خاموشه و جقم رو زدم و توی یوتیوب دارم چیزای مختلف میبینم.چیزی که به ذهنم رسید اینه که من خیلی ترانه بغضی گوش میدم،ترانه بغضی یعنی ترانه ای که آدم ناخودآگاه بغض بکنه یا اگه حواسش نباشه یه اشک از چشماش بیاد.یکی از بغضی ترین و تلخ ترین ترانه هایی که من شنیدم و واقعا نمیتونم گوشش بدم چون بی اختیار بغضی میشم،ترانه ببار ای برف حبیب هست،ترانه در سوگ یار از دست رفته نیست،در سوگ همسر فوت شده و مادر فوت شده و کسی که آدم رو ول کرده و قدر عشقش رو ندونسته نیست،بلکه ترانه روایتگر زمزمه های پدری هست که دختر بچه اش رو از دست داده و فوت شده کودکش.هیچی تلخ تر از این نیست.شاعر داره روایت میکنه که دخترش شیرین زبونی میکرده و میگفته که برف رو دوست داره و تماشای باریدن برف بهش حس خوبی میده اما اگه برف آروم بباره،بعد دنبال دختر بچه اش میدویده و بازی میکردن و از اونجایی که دخترها خیلی بابایی هستن و از همون کودکی میتونن احساسات یک مادر رو داشته باشن و مراقب دیگران باشن رو به پدرش میکرده و میگفته ندو لیزه زمین ها.ببنید چقدر تلخه،هر قسمتیش انگار یه خنجر به قلب آدم میزنه.گفتنش شاید خوشایند خیلی ها نباشه،ولی از صمیم قلب آروز میکنم همه بچه ها مرگ پدر و مادرشون رو توی سن بالا ببینن،نه این پدر و مادر مرگ بچه اش رو ببینه.
ان شاءالله بزودی حال عزیزدل کاملا خوب بشه برگرده پیشتون، الهی آمین برای دعای خوبو قشنگتون
فدات
تراویس مگه خودآزاری داری؟ خوب الان خانمت نیست دیگه موزیک غمگین گوش نده، سرتو با کار و فیلمات گرم کن، قدم بزن تا انشاءالله خانمت برگرده
چشم نازنین