بغضی اول:بعضی وقتها گوشی میبرم تو حموم که ترانه گوش بدم موقع لیف و کیسه و سنگ پا کشیدن.وقتی مهدی یراحی ترانه "وداع بعد رفتن" یا "بغض تو" یا هر ترانه دیگه ای ازش پلی میشه زیر دوش گریه میکنم.
بغضی دوم:وقتی یه مرد گریه بکنه،گریه واقعی نه توی فیلم و اینا،من واقعا دلم میشکنه و بغضی میشم.
بغضی سوم:غروب های جمعه دلم میگیره،یاد اموات میفتم و اونایی که دوستشون داشتم و دیگه نمیبینمشون و بغضی میشم.
بغضی چهارم:وقتایی که توی بعضی وبلاگها کامنت میزارم و کامنت بقیه رو تایید میکنن و کامنت قشنگ و پر از مهر من رو تایید نمیکنن بغضی و ناراحت میشم.
بغضی پنجم:وقتی بی مهری و خشونت و گرسنگی و سختی کودکان رو میبینم هم بغضی میشم.دنیا باید مال بچه ها و کودکان باشه نه که این قدر توش سختی بکشن.
بغضی ششم:وقتی میگن نزدیک سه هزار زندانی مهریه توی کشور داریم بغضی میشم.هیچ بی گناهی نباید بره زندان.
بغضی هفتم:وقتی تیم ملی توی هر رشته مثل کشتی،فوتبال،والیبال یا هر چی برنده بشه من بغضی میشم و گریه میکنم.
بغضی هشتم:وقتی ترانه bohemian rhapsody از گروه کوئین و صدای فردی مرکوری رو میشنوم بغضی میشم.
بغضی نهم:وقتی به سربازهایی فکر میکنم که جاهای تخمی خدمت میکنن و خیلی هنوز بچه سال هستن و دوران سختی رو میگذرونن بغضی میشم.
بغضی دهم:وقتی سریال dark رو میدیدم،وقتی قسمت هشتم فصل سوم westworld ،وقتی فیلم های رمانتیک میبینم بغضی میشم و گریه میکنم.
بغضی یازدهم:اون وقتها که با عزیز دل دوست بودم هم شبهای تنهایی بغضی میشدم و گریه ام میگرفت از دوری اش.
تراویس جان!
برای شما پیام گذاشتم که شما با مهربانی دیگران را جذب کرده اید،چرا که از جمله نیاز های روان هر انسان، نیاز به محبت است.
این پست شما مصداق های مهربانی شماست و معمولا افراد مهربان ،جذب همدیگر می شوند.
اگر همه ما کامنت گذاران هم مصداق مهربانی های مان را بگذاریم ،وبلاگ شما جای جالبی خواهد شد برای گردهمایی مان.
روزی در بخش روان،به یکی از پزشکان روان گفتم سوختن دلم برای بیماران روان، برام سخت غیر قابل تحمل شده ،گفت کاش همه شما پرستاران این چنین دلتان بسوزد ،اون وقت خیال ما پزشکان راحت خواهد شد.
احسنت به تو و دل مهربونت
فدای مهربونی هات
بچه های الان خودشون یه پست جداگانه می خوان.خیلی طفلکی ان.پدر مادر های بی اعصاب.بی خواهر و برادر.بی فامیل.بدون رفت و آمد.بی حیاط.تب مدارس غیر انتفاعی و کلاس چرتکه و زبان و ورزش و موسیقی.مامان باباهای وسواسی.کله ها فقط تو موبایل و لب تاب و بازی های رایانه ای.از همه بدتر ابن آموزش مجازی لعنتی که تیر خلاص بود که نصفشون افسردگی بگیرن و چاق بشن و دوتا همکلاسی هم نبینن.
آفرین به تو.خودت سینه سوخته این داستانی انگار
چند وقتی هست غمگینی.ناراحتم برات
تراویس عزیز
من که حیف دیگه بچه نیستم
بچه دوست هم نیستم خیلی
گرچه هرجا میرم انقدر با بچه ها مهربونم و صبور همه بهم میگن معلومه شما عاشق بچه این.
از لطف و مهربونی و توجه ات ممنونم
هزاران برابر این مهربونیت تو زندگی ات بباره
آفرین بهت.روح پر از معنویت و قلب بزرگ و مهربونی داری.فدای تو بشم عزیزم.سه پست وبلاگت رو که میخونم قلبم فشرده میشه از ناراحتی و غم تو.
خدا نکنه
یه دستی می زنی؟
مگه وبلاگم رو می دونی؟
آره گلم.مگه میس نون نیست وبلاگت؟
نه
وبلاگم اون نیست
عه.
چرا اسم قشنگ و درست و حسابی نمیزارین واسه خودتون.همتون یا . هستین یا .. یا نون یا سلام یا اسمهای بی معنی.
اسم خوب بزارین و نام نیکو انتخاب بکنید
چشم
شما یه اسم نیکو انتخاب کن من با همون میام
اسم خودت.هر اسمی داری زیباست
قربون بغض هات
اسم خودم رو دوست دارم
شما زدن نام : تراویس نام خانوادگی : بیکل
ولی باهاش هیچ وقت توی وبلاگم هم نبودم
یه جوری میگی تراویس جان که انگار توی سجل
خوب قشنگ جان آدمدبا اسم مستعار اینجاها راحت تره
خوب اسم مستعار درست و حسابی انتخاب بکن.سخته برات؟میخوای آپولو هوا بکنی؟
کس خل نگیر خودت رو.