پست اخیر وبلاگ قره بالای عزیز الهام بخش من واسه نوشتن این کلمات بود.
من به عنوان کسی که مرگ و چهره در نقاب خاک کشیدن دوست های صمیمی،همکار،پدرم،بستگانم،فرزندان به دنیا نیومده ام رو دیده ام این چند کلمه رو میگم.امیدوارم بر من ببخشین اگر حرف هام رو دوست نداشتین.
وقتی آدمی مرگ عزیزی رو ببینه تا مدتها،ماه ها،سال ها ذهنش درگیر میشه.من هیچ وقت یادم نمیره ولی وقتی که پدرم تازه فوت شده بود،گاهی اوقات کنار خیابون میدیدمش که بهم نگاه میکرد یا توی خواب میدیدمش.مرگ پدر و مادر خیلی سخته حتی اگر آدم ۸۰ سالش هم باشه،پدر و مادر پشت و پناه آدم هستن.خصوصا وقتی مراسمی چیزی داشته باشی.وقتی خواستگار داری یا خواستگاری میری،عقد میکنی،ازدواج میکنی،سربازی میری،دانشگاه قبول میشی،بچه دار میشی،دلت میخواد به اولین کسی که بگی پدر و مادرت باشن.دلت میخواد بهت افتخار بکنن ولی وقتی توی این دنیا نباشن همیشه توی اون شادی یه غمی ته دلت میاد.بچه ات به دنیا میاد و با خودت میگی کاش مادرم یا پدرم زنده بود و مغز بادومش رو میدید،میدید صاحب چه نوه خوشگلی شده.ولی خوب کار دنیا همینه،رسم دنیا همینه،باید پدر و مادرها برن و بچه ها رو تنها بزارن و بچه ها باید خودشون صاحب بچه بشن و یه روزی هم ما میریم و دنیا و قشنگی هاش و هر چی که هست رو میزاریم واسه بچه هامون.
مرگ بالاخره روزی میاد،هر کسی میمیره،ولی چه خوبه که آدم مرگ پدر و مادر خودشون رو ببینن نه پدر و مادر مردن بچه هاشون.خدا بیامرزه علی انصاریان رو یه جمله ای داشت خیلی معروف بود که آرزو دارم مرگ مادرم رو نبینم.حالا خوب شد،خودش جوون و خوشگل رفت زیر خاک و مادر پیر و بیمار و دلشکسته اش باید داغ فرزندی رو که نه ماه توی شکم کشیده و پستون به دهنش گذاشته و با هزار بدبختی بزرگش کرده و همه دوستش دارن رو تا آخر عمر با خودش بکشه.اگر پدر و مادرتون رو دوست دارین براشون آرزوی عمر طولانی و سلامتی و مرگ باعزت بکنید ولی هیچ وقت زندگی خودتون رو فدای اونا نکنید،هیچ وقت آرزو نکنید که جلوتر از اونا بمیرید.
مردن بچه هم خیلی سخته،هیچ کاریش نمیشه کرد،چه بچه ات هنوز به دنیا نیومده باشه،چه بچه عقب افتاده ای باشه چه هر جوری باشه مرگش و داغش واسه پدر و مادر خیلی سخته.گفتنش خیلی سخته برام و شاید هم بگین که دارم چرت و پرت میگم،ولی هر فرزندی که نصیب پدر و مادر میشه امانتی هست که خدا بهمون داده،خدا خودش داده و خودش هر وقت صلاح بدونه میگیره از ما.تنها راه التیام دعا کردن واسشون هست.با خودمون بگیم که خدایا این فرزندی که تو از ما گرفتی محتاج رحمت تو هست،با اولیا و انبیا و پاکان و معصومین محشورش بکن و از گناهان ما هم در گذر.اگر هم آدم مذهبی نیستین که تنها راهش صبور بودن هست.قبول باید کرد که دنیا جای عادلانه ای نیست.و ادامه داد.
خدا انشاالله سلامتی به پدر و مادرها بده،هیچ والدینی مرگ بچه اش رو نبینه و صبر بزرگی به هممون بده.
حرف حق گفتی
این صبر را باید قبل مصیبت بوجود بیاریم.این نگاهی وه گفتی رو هم همینطور.
وگرنه وقتی دور از جون همه بچه یا عزیزمون رفت اون موقع وقت فهم امانت خدا و صبر نیست.
عزیزانت برات صحیح و سالم بمونن همیشه.
ممنون قشنگم
خدا همه رفتگان رو بیامرزه
واقعا داغ بزرگیه
پدربزرگ و مادربزرگ من که هردو زنده ن، ولی فکر میکنم کسی که بیشتر از همه داره عذاب میکشه مادرمه
قربون مهربونی ات
سلام.موافقم که چاره ای جز پذیرش این مرحله از زندگی را نداریم.
عزیزمی
واقعا درسته. من خبر هر جوونی را بشنوم، اول میگم الهی مادرشم بمیره و نمونه که این بار مصیبتو بدوش بکشه. خدا به همه سلامتی و طول عمر باعزت بده.
مرسی ناهید عزیزم
یه مدته کم پیدایی،فکر نکن حواسم نیست گل نازم
من همیشه خاموش میخونمتون و فقط بعضی وقتا کامنت میذارم.
نمیگی من دلم برات تنگ میشه.