مسئله ای رو از باب نهایت ارادتم به خانم ها عرض میکنم.برای خودتون شخصیت قائل بشین و هیچ وقت غرورتون رو زیر پا نزارین.
یکی از تکنیک های ظریف دختربازی این هست که توی یک رابطه غرور طرف رو به شکل زیرکانه ای بگیری و این احساس رو بهش تلقین بکنی که باید وابسته بمونی تا بتونی زندگی بکنی.من در مورد ازدواج فعلا حرفی نمیزنم و در مورد روابط دوستانه دارم صحبت میکنم.
خیلی از روابط از همون اول مشخصه که اشتباه هست.پسری که از هفته های اول صحبت خونه رفتن رو پیش میکشه و علنا از هر فرصتی واسه دستمالی استفاده میکنه مشخصه که هدفش چی هست.بماند که خیلی ها توی همون روزهای اول نشون میدن که دنبال چی هستن.
برای حریم جسم خودتون ارزش قائل بشین.در هر مرحله ای از رابطه که باشین اگر علیرغم میل باطنی شما بهتون دست بزنه طرفتون نوعی تجاوز محسوب میشه.
سعی نکنید رابطه غلط رو ادامه بدین.اصرار احمقانه بعضی از خانمها رو به ادامه رابطه نمیفهمم.مردان ذاتا تنوع طلب هستن.اگر به این باور رسیدین که رابطه شما یک رابطه مبتنی بر رفع نیازهای جنسی هست پس این حق رو هم ندارین بعد از تموم شدن رابطه آه و افسوس بخورین و نفرین بکنید.
اگر میبینید پسری سرقرار دیر میاد،به خودش نمیرسه واسه شما،بداخلاق و شلخته و خسیس هست،مشکوک هست و دروغگو ادامه ندین.مقصر خود شما هستین.هیچ مردی بعدها عوض نمیشه،هیچ کس از اول خوب نبوده و بعدش بد نشده،هر کس بد هست از همون اول بد هست.منتهای مراتب شما نمیخواهید اینو قبول بکنید.
اکثریت قریب به اتفاق خانمها تمایل شدیدی به مردان بد دارن،رابطه با یک مرد بد مساوی هست با از دست دادن خیلی چیزها و هیچ کس هم جز خود شما مقصر نیستید.
اگر پول شما رو یه پسر بالا کشید،اگر ازتون اخاذی کرد،اگر آبرو و حیثیت شما رو برد،اگر با احساساتتون بازی شد و اگر بهتون خیانت شد تنها کسی که مقصر هست خودتون هست.شناخت یک رابطه غلط و یه آدم اشتباه خیلی ساده هست.با خودتون لجبازی نکنید،از ترس تنها موندن به هر کس و ناکسی پناه نبرید.در روزها و هفته های اول پیشنهاد رابطه جنسی رو قبول نکنید.
همه مثل هم نیستن،مردان خیلی خوب و پاکدامن و زحمتکش و نجیب در همه دنیا وجود داره فقط کافیه که چشمهاتون رو باز بکنید.
کمی از اون بلندپروازی و افکار بچگانه فاصله بگیرید مسلما مرد خوبی برای هر خانمی پیدا میشه.همه مردان قد بلند و چهارشونه و جذاب و چشم و ابرو مشکی نیستن که بوی عطرشون شما رو مست بکنه.همه مردها نباید لزوما بدنساز باشن.به قلب یک مرد و چشمها و رفتار و اخلاقش نگاه بکنید.به نجابتش و صبوری یک مرد دقت بکنید،به خویشتن داری و وارستگی و آرامش یک مرد نگله بکنید،به زحمتکش بودن و خودساخته بودن و فداکاری یک مرد نگاه بکنید.
در نهایت باز هم میگم بدترین چیز تو زندگی اینِ که همه چیز رو تجربه بکنیم.از تجربه کردن مردان مختلف دست بکشین و به نشانه ها دقت بکنید و روابط غلط رو ادامه ندین.
قربون همتون
حرف دل اول:واسه بار دوم فیلم"سکوت" رو از اسکورسیزی دیدم.خیلی فیلم خوبیه.
حرف دل دوم:فکر کنم قبلا هم گفتم،ولی دوباره هم میگم که صدای هومن اژدری واقعا زیباست.زیباترین ترانه هایی که من شنیدم از هومن اژدری بوده.ترانه هاش رو زیاد گوش بدین.
حرف دل سوم:تو مدتی که وبلاگم رو بسته بودم خیلی تغییرات زندگیم داشت که نمیخوام توی وبلاگ در موردشون حرف بزنم.فقط بگم که اوضاعم خیلی خوبه و شاد هستم.دلم میخواد دوباره وبلاگم مثل قبل پرخواننده بشه،کما این که اون عزیزایی که همیشه وبلاگ من رو میخوندن دوباره هم برمیگردن و میخونن.
حرف دل چهارم:قربون همتون
خواننده مورد علاقه من از نوجوانی تا الان،چستر بنینگتون وکالیست گروه Linkinpark خودکشی کرد.
هی میخوام انگشت توی هر سوراخی نکنم و سرم توی آخور خودم باشه،ولی خوب وقتی توی ترافیک هستم مجبورم پست بزارم.
نکته اول:اصطلاح باند یا band در موزیک به چند آدم گفته میشه که دور هم جمع بشن و هر کسی یه ساز بزنه و کار موسیقی بکنن نه این که دو تا پیرپسر تو سن بالا یادشون بیاد که خواننده بشن و روی ملودی های دزدی و مافیای موسیقی و پول دادن به رادیوجوان خوانندگی بکنن و آخراسمشون هم band بزارن.توی کشور ما از ناآگاهی ملت در هر زمینه ای استفاده میشه.
نکته دوم:خودکشی های چند سال اخیر ستارگان سینما و موسیقی منو به لن فکر میندازه که دلیل خودکشی این افراد چی میتونه باشه،این افراد ثروت رو دارن و از اون مهم تر قدرت.و همین طور مخاطبین صدها میلیونی در سطح دنیا.یه آدم مگه چی از زندگیش میخواد آخه؟اینا همه زنگ خطری هستن واسه افسردگی که فکر میکنم به طور بی سابقه ای داره توی دنیا گسترش پیدا میکنه.
نکته سوم:نمیدونم چرا هیچ کس منو لینک نمیکنه؟؟؟بابا من آدم بدی نیستم.
ته این پست باز میمونه تا باز هم بهش نکاتی اضافه بکنم
قربون همتون
الان که این خانم مریم میرزاخانی فوت شده با خودم میگم که کاش میشد جای مرگ آدمها رو عوض کرد.من ناراحتم از مرگش نه چون دانشمند بزرگی بود،چون مادر بود و دختر کوچکی داشت.کاش به جای اون من میمردم.از مرگ من کمتر از انگشتان دو دست کسی ناراحت میشه.من نه دوستی دارم و نه فرزندی و نه کسی که به خاطرش زندگی کنم.هر روز زندگی منم عذابِ.
از وقتی که برگشتم ایران و دوباره در وبلاگم رو باز کردم یکی دو تا منبر خوب رفتم براتون.الان هم میخوام توی این پست دوباره برم روی منبر و به مطلبی اشاره کنم که به نظر فدوی حقیر امت بسیارمنطقی هست.
از اوایل قرن بیستم جنبش های فمینیستی راه افتاد که در پی احقاق حقوق زنان و تساوی حق زن و مرد بودن.و در تمام این قبیل جنبش ها کسی که مقصر اصلی هست جنس نر یعنی مردان هست.هیچ شکی نیست که مردان در سیاره زمین ظلم های بسیاری به زنان کرده اند اما اگر بخواهیم منصف باشیم و واقعا عادلانه به قضیه نگاه کنیم هیچ کس به زنان ظالم تر از خودشون نسبت به خودشون وجود نداره.اصلا شکی در این نیست.حالا هی برین بالا و بیایین پایین من میگم که بزرگترین دشمن زنان خودِ زنان هستن.حالا میخواد دوستشون باشه یا مادرشون یا خواهرشون یا مادرشوهرشون یا خواهرشوهرشون یا همکلاسیشون یا همکارشون.زنان تشنه به خون همدیگه هستن.
این چیزایی که میگم حاصل تجربه شخصی خود بنده حقیر و دیده و شنیده ها و دختربازی های فراوان و ازدواج و محیط کاری زنانه ام هست.
هر ازدواجی به طلاق ختم میشه باعث و بانی اون زنان هستن،یا یه زن با مرده دوست میشه و همسرش رو از چشمش میندازه یا خانم میره پیش دوستاش و هی زیر گوشش میخونن که تو از شوهرت سر هستی و حیف تو و این جور کس شعرها یا مادر شوهر یا خواهرشوهر عروس رو خراب میکنن.
صدها بار به چشم خودم دیدم که خانمهای همکارم زیرآب همکارهای خانم خودشون رو مثل آب خوردن میزدن و حتی بهشون تهمت های کثیف دزدی میزدن تا اخراجشون بکنن،حسادتهای زنانه در محیط کار اونقدر زیاد هست که هیچی قابل قیاس با اوننیست.
مورد بعدی همین گشت ارشاد هست،شما برین ببینید کی به دخترها گیر میده؟کی اونا رو به زور توی ون گشت ارشاد سوار میکنه؟هیچ مردی به خودش این اجازه رو نمیده به موی بیرون یا آرایش یه زن گیر بده.همه این گیر دادن ها رو خود زنان انجام میدن.
حتی مردی که به زنان ظلم میکنه،به همسرش ظلم میکنه و به زنان دیگر احترام نمیزاره نتیجه مستقیم تربیت غلط مادرش هست.
شما یک نگاه به مترو یا بی آرتی های تهران بکنید.امکان نداره در هر لحظه بحث کلامی یا فیزیکی بین زنان در جریان نباشه.ولی وقتی یه زن میاد توی قسمت مردانه همه مردها بلند میشن و جاشون رو به اون خانم میدن،داستان های دستمالی کردن توی مترو و تعرض هم یک از صدهزار هست و بسیار به ندرت پیش میاد
دخترانی که دوستی های اجتماعی و نرمالی با پسران داشتن(دوستی افلاطونی عاری از روابط جنسی منظور من هست) بهترین گواه بر صحبتهای من هستن که پسرها بهترین دوستانشون هستن.بارها و بارها دختران زیادی به من گفتن که هیچ دوست دختری ندارن و دوستاشون رو فقط و فقط از بین پسرها انتخاب میکنن و با پسرها خیلی راحت تر هستن چون از دوستی با همجنس خودشون چیزی جز بدی ندیدن.
صدالبته که گفتن این حرفها به این معنی نیست که مردان بی تقصیر هستند اما اگر از محدودیتها،تبعیض حقوق زنان،عدم آزادی و نبود امکانات برای زنان صحبت میکنید اول از همه مشکل رو در همجنس های خودتون ببینید.
اول:امروز از ساعت ۷ صبح سرکار بودم تا نه و نیم شب.وقتی در دفتر رو قفل میکردم با خودم گفتم تا کی؟؟
دوم:روزهای گرم و پر از بدشانسی رو دارم پشت سر میزارم و نمیدونم قراره چی بشه.
سوم:دیگه پست ناامید کننده نمیزارم.