اومدم اتریش و دیگه هیچ وقت برنمیگردم ایران.اینجا هم صاحب کار شدم و هم خونه وهم زندگی جدید.
ایران و مشکلات و همه چیز رو جا گذاشتم و اومدم.
همه وبلاگ ها رو تو این مدت میخوندم.اونایی که دوست داشتن ازدواج بکنن هنوز مجردن،اونایی که با شوهراشون مشکل داشتن هنوز مشکل دارن و تازه بعضی هاشون علیرغم مشکل بچه دار هم شدن،اونایی که تنها بودن هنوز تنها هستن،اونایی که بیکار بودن هنوز بیکارن.زندگی به خاطر من و شما نمیمونه.اگر راضی نیستید عوض کنید زندگیتون رو.زندگی خیلی کوتاهه.
نمیخوام پز خارج اومدنم رو بدم چون هیچ وقت از این گه خوری ها نمیکنم ولی چند روز پیش کنار رودخونه نشسته بودم توی یه بار و یه آبجوی تصفیه نشده رو مزه مزه میکردم و باد خنکی به صورتم میزد و دخترهای بور شلوارک پوش رو نگاه میکردم و با خودم فکر میکردم که من از کوچه های تنگ و خاکی یه شهر توی جنوب ایران رسیدم به شهر سرسبز و زیبایی توی اتریش.
هنوز کسی هست؟؟
با این که ابدا gay نیستم.یعنی خیلی زیاد نیستم،ولی خوب اگه آزادی به اندازه کافی بود حتما گوشواره میزاشتم
هفته هاست که با کس جدیدی آشنا نشدم و صبح تا شب فقط سرکار هستم و به سختی کار میکنم.
مبلغی به عنوان مهریه به سین پیشتهاد دادم که اگر عاقل باشه میپذیره و میگیره و میره پی زندگیش.
تا وقتی که به یک ثباتی نرسیدم وارد رابطه جدیدی نمیشم.
باید بگم بهتون که توی این هوای سرد برفی و پاییزی عاشق همتون هستم.
یکی از همکارهای خانم که باهاش حتی سلام و علیکم هم نداشتم امروز بهم گفت تو حرم امام رضا خیلی به یاد تو بودم و برات دو رکعت نماز خوندم.
همه دخترها در زمان خودشون خواستگار خوب دارن.اگر دختری ازدواج نکرده و مجرده و ناراحته از این موضوع مقصر صد در صد خودش هست.