تراویس بیکل

تراویس بیکل

تراویس بیکل
تراویس بیکل

تراویس بیکل

تراویس بیکل

هر فراری مؤقّت است، و اگر به فرار رسیدی، در یک فرار دائم زندگی خواهی کرد

سخن اول:حدود هشت سال پیش سه تا جوون بودیم که قرار گذاشتیم امروز دوباره همدیگه رو ببینیم.ولی زمان خیلی چیزا رو عوض میکنه

سخن دوم:روح ناآروم من دوباره بهونه هجرت میگیره.

سخن سوم:هیچ وقت از این که محبت و احساسم رو که پاک ترین عنصر وجودیم بوده رو خرج آدمهای اشتباه کردم پشیمون نیستم.

سخن چهارم:بعد از به هم خوردن یک رابطه آدم باشیم و هتک حرمت نکنیم.

چقدر دلپذیر است که به مردم احترام گذاشته می‌شود.

نمیدونم اخیرا چون سنم بالاتر رفته تغییر کردم یا حس های زنانه وجودم بیشتر شده یا چی که بعضی از رفتارهای مردها خیلی میره رو مخم.

واقعا اکثریت قریب به اتفاق مردها خیلی رو مخ من هستن.نمیدونم چرا اکثرا بلد نیستن غذا بخورن،کاسه خورشت رو چپ میکنن تو بشقاب برنج و انگار سیمان درست میکنن.بیخ قاشق و چنگال رو میگیرن.بد غذا میخورن،تو غذا خوردن حرف میزنن،خیلی میخورن،ایراد میگیرن از غذا.توی مسائل شخصی هم شلخته هستن،بداخلاق و بد زبون و کم حرف هستن،فحش میدن،اخ و تف میکنن اول صبحی،خرو پف میکنن تو خواب،از این که خیلی از مردها مفشون رو بالا میکشن و سینه شون رو صاف میکنن حالم به هم میخوره.از زمخت بودن دست خیلی از مردها بدم میاد.از این که هیچ درکی از هنر ندارن،از بوی دهنشون حالم به هم میخوره.این مدل مردها هم حتما تو خونه جلو زنشون میگوزن و آروق میزنن.

یاد بگیریم کمی مودب و تمیز و ظریف و زنانه رفتار کنیم.

یک فیلمی هست به اسم" ماهی و گربه" که مدتها بود دلم میخواست ببینمش.و امروز دیدمش.باید بگم که واقعا فیلم بدی بود.هیچی ازش نفهمیدم.شما هم این فیلم رو نبینید.

انسان ِ بدون عشق هرگز در سرود باشکوه بشریت همنوا نخواهد شد.

نکته بیخوابی اول:ترانه ای داره Adele به اسم " Someone like you " که اگر متوجهش بشین یا ترجمه اش رو بخونید میفهمید که عینا داستان زندگی همه ما هست.منتهای مراتب اونجایی که میگه that you find a girl یه boy باید بزاریم اگه پسریم.در هر صورت دقیقا در مورد همه ما صدق میکنه.

نکته بیخوابی دوم:از کولر متنفرم.کاش میشد کولر رو خاموش کنم تا خونه گرم بشه و بتونم بخوابم.منی که همیشه دنبال یه جای گرم هستم و زود سردم میشه و تو تابستون هم باید دو تا پتو بندازم روی خودم طبعم سرده یا گرم؟؟و این یعنی چی که میگن فلانی طبعش گرمه یا سرده؟

نکته بیخوابی سوم:یه برنامه موبایلی هست به اسم " smule" که روی ترانه های مختلف لب میزنید و امکانات مختلفی داره.تا خزش نکردن نصب بکنید.منتها نمیدونم نسخه ios داره یا خیر؟؟صد در صد داره.

عشق اشتباه فاحش فرد در تمیز دادن یک آدم معمولی از بقیهٔ آدم‌های معمولی است

حال که سلامتیم به من برگشت و شهوت روکو سیفریدی و قدرت مایکل فلپس و نگاه جیمز دین و جذابیت جرج کلونی و هوش گری کاسپاروف و شوخ طبعی عبیدزاکانی و نصیحت کنندگی خواجه عبدالله انصاری و زبان شناسی نوام چامسکی رو در وجودم دوباره حس میکنم و مثل یه کودک نوپا در پی شناخت جهان و مثل یک نووجون دنبال شناخت بدن جنس مخالف هستم و احساس خیلی خوبی از سلامتی دارم باید به شما یه چیزی بگم:

قدر سلامتی خودتون رو بدونید.این چند روزی که مریض بودم همش به این فکر میکردم که اون آدمهایی که روزها و ماه ها و سالها بیمار هستن چه عذابی میکشن.بمیرم واسشون.هیچ رنجی بالاتر از بیماری نیست.

یک آه برای کسانی که دوستم دارند و یک لبخند برای کسانی که از من متنفرند.

در راستای بازی هایی که وبلاگ نویس های بیان راه انداختن و یکیشون معرفی وبلاگ نویس تاپ هست و در خصوص این که بنده حقیر آدم فضولی هستم و نیازی به دعوت کسی ندارم.باید عرض کنم که وبلاگ نویس تاپ از نظر من کسی نیست جز: PHIL

به خاطر قدیمی بودنش

نگاه خاصش به مشکلات

بی تفاوت نبودنش نسبت به جامعه

طنز فوق العاده هوشمندانه اش

توصیف هنرمندانه اش در مورد فیلمها،جاهای مختلف و مراحل زندگیش

خلاصه و مفید نوشتنش

امیدوارم سالهای سال بنویسه و وبلاگش همیشه همین جور واحه ای سبز باشه در کویر وبلاگ نویس های بلاگ اسکای.

------------

و این رو هم عرض کنم که من همیشه دلم میخواسته دوستی واقعی مثل ایشون در دنیای واقعی داشته باشم.

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد

حالم خوش نیست.یعنی طلوع صبح فردا رو میبینم؟

چقدر خوابیدن و عرق کردن زیر پتو خوبه

چند سالی یک بار من مریض میشم

عاشق همتون هستم.



هیچ‌کس ناگهان نمی‌گذارد برود؛ به تدریج می‌گذارد، ناگهان می‌رود.

پایین کمرم که به کونم وصل میشه اینقدر درد میکنه که نمیتونم تکون بخورم.فکر کنم دارم فلج میشم.امیدوارم اگر کمر به پایین فلج شدم اقلا یه عضو فلج نشه و به حیاتش ادامه بده.

خیلی درد دارم،چطور برم سرکار فردا؟درد میکشه تا زیر دلم و مثانه ام و بیخ رون هام.درد عمیق و تلخی هست.

با اینا تابستون رو سر میکنم

از اون جایی که من از این بازی ها و چالشها خوشم میاد و از اون جایی که اگه یه دختر خانم محترم ازم کاری بخواد نمیتونم انجام ندم منم تو این چالش شرکت میکنم .منتهای مراتب الان دارم فکر میکنم و تا شب بهتون میگم چی به چیه.

فیلم:

- درخشش ابدی یک ذهن پاک

- آسمان وانیلی

- پی

 - نوح

- آخرین وسوسه مسیح

- در حال و هوای عشق

- لبوسفکی بزرگ

---------------------

کتاب:

من اصلا کتاب نمیخونم.

--------------------

موسیقی:

آلبوم مترسک از کاوه یغمایی

سه تا آلبوم Minus1

همه کارهای کاوه آفاق

همه کارهای آراد آریا

-------------------

مستند:

- تمام کارهای ورنر هرتزوگ،به خصوص غار رویاهای فراموش شده

-------------------

حالا دوباره هم چیزی یادم اومد میام و میگم.

کسی رو باید دعوت کنم به این چالش؟

وقوع ظلمت‌های ناگهانی، مانند خورشیدگرفتگی است که پایدار نمی‌ماند و ناگهان نیز از نظرها پنهان می‌شود.

سخن اول: با دوستی صحبت این رو میکردم که من باید توی ازدواج بعدیم با یه دختر پولدار ازدواج بکنم که من رو یهو چند پله جلو بندازه وگرنه تا آخر عمرم همین آش و همین کاسه هستم و پیشرفت آنچنانی نمیکنم و به من گفت که برو و ببین میتونی قبول بکنی که اون خرج بکنه؟بعد امروز کلی به این موضوع فکر کردم و دیدم من متاسفانه یا شوربختانه مثل خیلی ها دوست دختر زیاد داشتم و اتفاقا همشون هم تحصیل کرده بودن و آدمایی بودن که دستشون به دهنشون میرسه ولی حتی یک بار هم نشده که من ازشون پول بگیرم یا آویزونشون بشم که واسم چیزی بخرن یا یه چیزی تو این مایه ها و آدمی بودم که همیشه من خرج کردم و من همه چیز رو حساب کردم و من همیشه کادو و هدیه خریدم و اتفاقا اصلا هم ناراحت نیستم و تا همیشه هم به این روند ادامه میدم.چون من آدمی هستم که خودساخته هستم و این که یه دختر واسه من خرج بکنه واسم کسرشان محسوب میشه.در عجبم از پسرهایی که از دوست دخترشون پول قرض میگیرن و بهش پس نمیدن یا تیغشون میزنن.بنا براین کلا دور این رو خط کشیدم که توی ازدواج بعدیم با دختر پولداری ازدواج بکنم.

سخن دوم:کشور تبدیل شده به سرزمین قحطی زدگان و گرسنگان جنسی.

سخن سوم:اینو قبلا گفتم و دوباره هم میگم که اینستاگرام واقعا محیط بدی داره.اصلا یکی از دلایلی که وبلاگ نویسی رو برای همیشه به اینستاگرام ترجیح میدم.همین ادب و شعور خواننده ها و وبلاگ نویس هاست.خدا وکیلی قشر وبلاگ خون و وبلاگ نویس حتی مزخرف ترینشون که من باشم از سالم ترین اقشار جامعه هستن.شما کافیه یه سر به پیج های اینستاگرام بزنی و از این همه حجم بی ادبی و بی شعوری تعجب میکنید.جالب هم اینجاست اینایی که فحش میدن از کره مریخ نیومدن.همین همسایه و رفیق ما هستن.