تراویس بیکل

تراویس بیکل

تراویس بیکل
تراویس بیکل

تراویس بیکل

تراویس بیکل

"ال بور خیلی سفید"

من فکر کنم در نهایت با "ال بور خیلی سفید" ازدواج بکنم.خیلی دوستش دارم.خیلی زیاد.و از همه مهمتر اخلاق سگ من رو تحمل میکنه.

که من توبه کردم به دست تو بر / که گرد فضولی نگردم دگر.

کار بدی کردم که همزمان با سه دختر دوست شدم.بلافاصله پی به شرم آور بودن کارم بردم و این روند باطل و ریاکارانه رو تموم کردم.از تمام دنیا "اِ ل بور خیلی سفید" مرا بس.

ز دست رفته نه تنها منم در این سودا/چه دست‌ها که ز دست تو بر خداوند است.

بعضی از آدمها هم هستن که تمام ماه رمضون رو روزه میگیرن و از خیر هیچ احیا و مراسم شب قدر و محرم و سینه زنی و روضه و پای منبری نمیگذرن و وقتی بهشون میگی که عید فطرتون مبارک میگن که این عید مال عربهاست.

بعضی دیگه از آدمهای این مرز و بوم پر گهر هم هستن که تا دیروز فحش خواهر و مادر بود که به عربها میدادن الان واسمون رفتن کمپین استپ کیلینگ نمیدونم چی چی راه انداختن.

ملتی داریم که تکلیفشون نه با خودشون مشخصه نا با بقیه دنیا.

تجربه من

یه سری هم هستن از دخترا که اونقدر بهت نخ میدن تا جسارت این رو به خودت بدی که بری جلو و بعد یهو میبینی که عوض میشن.نه باهات دوست میشن.نه از رابطه خوششون میاد و نه از ازدواج.اینا فقط دنبال این هستن که دفترچه خاطراتت ذهنیشون رو در زمینه پسربازی پربار کنن و جلوی دوستاشون حرفی واسه گفتن داشته باشن.اینا همونایی هستن که به احتمال قریب به یقین در دوره طفولیت عادت به غذا خوردن نداشتن،بلکه بیشتر خواهان ناخنک زدن بودن.یه کم نون،یه کم ماست،وسط غذا پاستیل،بعد از اون یه کم نوشابه بعدش شیرینی و قس علی هذا.

"آدل، دوست جدیدمن "

منتظر نتیجه کنکور هستم تا ببینم چی میشه.خیلی دلم میخواد قبول بشم و بتونم یه مدرکی بگیرم و شیفت شب هم یه جای دیگه پیدا کنم واسه کار کردن.دلم میخواد یه ماشین آلفا رومئو داشته باشم.

با یه دختر جدید دوست شدم که قیافه و هیکل و همه چیزش با Adele همون خواننده مو نمیزنه.یادم باشه اینو بهش بگم.

نمیدونم چه طلسم یا نفرینی شدم که وسایل برقیم یکی یکی داره از دست میره و خراب میشه.حتی پریروز رفتم و یه لپ تاپ نو خریدم و دیروز متوجه شدم که اینم خراب شده.زندگیم به هم ریخته و اعصابم به خاطر این موضوع خراب شده.

گوشی آلکاتل نخرید.

دو ماه پیش یه گوشی آلکاتل خریدم به این اسم : Alcatel one touch x'pop 5035d white  و این عکسی که میبینید:


حالا بعد از دو ماه بنده حقیر فدوی ملت و امت درخواست عاجزانه دارم که هیچ کس از این گوشی های آلکاتل نخره چون بعد از دو ماه متوجه این عیوب اساسی در این گوشی مزخرف شدم:

1- داغ شدن بیش از حد گوشی به شکلی که امکان نداره بتونید دستتون رو پشت گوشی نگه دارید.

2- عدم پشتیبانی کامل از زبان فارسی

3- منوی فارسی بسیار بد نشون داده میشه.

4- عدم نمایش تصاویر پانوراما

5- کار نکردن یادداشت یا همون Note

6- از کار افتادن Wi-fi

7- از کار افتادن بلوتوث(Bluetooth)

8- از کار افتادن دوربین جلو

9- غیر فعال شدن هر دو سیم کارت موقع شارژ موبایل

10- GPS تقریبا بیشتر مواقع کار نمیکنه.

11- از کار افتادن برنامه جعبه ابزار سیم کارت

12- عدم پشتیبانی و گارانتی از طرف شرکت

در مجموع گوشی آلکاتل مزخرف ترین گوشی هست که یه آدم میتونه بخره.


برای تراویس دیگری از غرب کشور و نزدیک عراق

شخصی کامنتی برای من نوشته بود و بنده حقیر رو بسیار شرمسار کرد.البته چون شماره تلفن داشت.تاییدش نکردم.اما از همین جا میخوام بهش بگم که آقا من مخلصم.من الان هیچ حرفی ندارم بگم جز این که شرمسار محبت تو هستم.من لیاقت این همه خوبی رو ندارم.من اشک تو چشمهام جمع شده.اصلا فکرش رو هم نمیکردم یه روزی یه نفر اینقدر به من لطف داشته باشه.من دستای تو رو میبوسم.ممنونم ازت.

اندیشه کردم که مروّت نباشد همه در تسبیح و من به غفلت خفته.

یه چیزی بگم.ممکنِ که به قیمت فیلتر شدن وبلاگ تموم بشه.اما باید بگم.بدجوری رو کونمون مونده.تو این دو ماه اخیر متوجه دو نکته خیلی خیلی بزرگ و اساسی شدم.

نکته اول: تقریبا تمام رابطه های زناشوئی و دوستی های بین پسر و دختری که به هم میخوره  به طور مستقیم یا غیر مستقیم ارتباط به کیر لامصب داره.اگر دو نفر رابطه قوی و خوب از لحاظ جنسی داشته باشن.میزنن تو سر هم و به هم فحش میدن و دل هم رو میشکونن و حرفای ناجور به هم میزنن و در نهایت هم وقتی تو بغل هم خوابیدن همه چیز از یادشون میره.

نکته دوم: هر ملتی که حشری تر باشه بیشتر درگیر جنگِ.اصلا من فکر میکنم تمام جنگهای دنیا به خاطر اون لامصبی باشه که لای پای مردا هست.الان شما عربها رو ببینید همش درگیر جنگ هستن.بس که همه فکر و ذکرشون تو زیر شکم کار میکنه و در مقابل این ژاپنی ها رو ببینید.دانشمندا و محققینشون گفتن که مردای ما دیگه تمایلی به سکس ندارن ولی پدرسگا دارن تو کره ماه تبلیغ نوشابه میکنن.

توی این دریا نمی‌خوام نهنگ/کوری باشم پشت این درهای قفل علی کنکوری باشم.

مدتهای مدید هست که هیچ پستی ننوشتم.دلم واسه نوشتن تنگ شده بود.یعنی در واقع الان که دارم اینا رو مینوسیم متوجه این موضوع شدم که دلم واسه نوشتن خیلی تنگ شده.

نمیدونم گفتم یا نگفتم که رفتم کنکور دادم و اومدم و به غایت سخت و دشوار بود این کنکور لعنتی تجربی.اونقدر کنکور رو سخت گرفته بودن که من حتی به خواب هم نمیدیدم.دیگه فکر نکنم راه داشته باشه سوالای سخت تری طراحی بکنن.من موندم والا پیش خودشون چی فکر کردن.از یه طرف میگن ما همه صندلی هامون خالیه تو دانشگاه.از یه طرف کنکوری میگیرن که باید تو کتابا نقلش به یادگار بمونه و در پایان هم ادای دینی دارم به پستی که سال گذشته بعد از کنکور گذاشتم.

پا نوشت: دارم به علی کنکوری تبدیل میشم.


روایتی از یک تراژدی

اگر من ناجوانمردم به کردار/تو بر من چون جوانمردان گذر کن

صفحه کلید لپ تاپم به خودی خود و کم کم داره تمام دکمه هاش از کار میوفته و در نتیجه اصلا نمیتونم تایپ کنم و این که یه بلایی سرش اومده که نمیدونم چرا در حد انفجار داغ میشه و کند میشه.به احتمال زیاد یه مشکل سخت افزاری پیدا کرده.

داستان لپ تاپ من دقیقا داستان همون آدمهایی هست که یک عمر مشروب خوردن و کله پاچه و پشت بندش نشستن یه تریاک مشتی کشیدن و از خیر هیچ نون خامه ای و شیرینی نگذشتن و همه جوری قرص ویاگرا و فشار خونی خوردن تا بتونن به زور و بدبختی یه حرکت 2 دقیقه ای بزنن و سیگار رو با سیگار روشن کردن و هیچ وقت هم شیر و سبزیجات نخوردن و خلاصه به معنی واقعی کلمه فی الجمله نماند از سایر معاصی منکری که نکرد و مسکری که نخورد و در نهایت هم وقتی بستری میشن تو بیمارستان میگن که من خوب بودم والا اومدم بیمارستان،اینجا مریضم کردن.