چهار سال پیش همین موقع ها بود که مردم شریف ایران در حال خلق حماسه ملی بودن که مایکل جکسون خودکشی کرد و از دنیا رفت و باز هم زمانی که مردم در حال حماسه آفرینی هستن سبیه مرحوم مایکل جکسون اقدام به خودکشی کرد که بحمدالله زنده موند.
من نمیدونم خانواده جکسون ها چه مشکلی با حماسه آفرینی ملت شریف ما دارن.
یادمه زمانی که خیلی بچه بودم و تو یه شهر جنوبی زندگی میکردم یه داستانی رو شنیدم که هنوزم تو خاطرم مونده،اون وقتها شایع شده بود تو شهر که دو دختر جوون رفتن روی پل،کفشهاشون رو درآوردن و از روی پل پریدن پایین و داغون و له شدن و به طرز فجیعی مردن.
هنوزم این داستان تو ذهن منه و من با خودم فکر میکنم که اگر این شایعه صحت داشته چرا دخترای بیچاره کفشهاشون رو درآوردن؟
با سلام
با گلی تموم کردم.تقصیر من نبود این دفعه.تصمیم عاقلانه ای گرفتم.
و من الله التوفیق
-دوره ترانینگ شروع شد
-خیلی دوره خوبیه
-مریضیم خوب شد،اما با توجه به محیط کارم به طور محسوسی خوب و بد میشم
-با گلی آشتی کردم
-موهام رو بعد از بیشتر از 6 ماه کوتاه کردم
-فعلا که مشکلی وجود نداره
امیدوارم به آینده
من اصولا هیچ وقت فلسفه وجودی خیلی از مسائل سربازی رو نفهمیدم و به نظرم دو سال از عمرم تو سربازی تلف شد و هیچی هم یاد نگرفتم و برعکس همه که تا آخر عمرشون از سربازیشون خاطره میگن،بنده حقیر هیچ خاطره ای به یاد ندارم اما هیچ وقت و هیچ وقت و هرگز لحظه ای که "امیر دریادار سیاری" با من دست داد رو فراموش نمیکنم.بهم یه جایزه نقدی مختصر داد و منم گفتم ممنون امیر و اون بهم گفت:" خواهش میکنم پسرم".من فکر میکنم این لحظه باشکوه ترین لحظه زندگی من بود که فرمانده کل نیروی دریایی ارتش به من گفت:" پسرم".
من برم اشکهام رو پاک کنم و بیام.