تراویس بیکل

تراویس بیکل

تراویس بیکل
تراویس بیکل

تراویس بیکل

تراویس بیکل

«همیشه سخت‌ترین جای کار اینه که تظاهر کنی هیچی نشده…

هیچ وقت نفهمیدم چرا وقتی یکی رو میکنم بعدش میخوام فقط ازش فرار بکنم و ازش بدم میاد.فقط با عزیز دل اینجوری نیستم

از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل

از هنرهای جدیدم اینه که با دلستر یاد گرفتم آبجو درست کنم که بین ۸ تا ده درصد الکل داره و خیلی هم خوب میشه.الان هم دو سه لیوان خوردم و دارم کاروان از بنان رو گوش میدم.امیدوارم کرونا تموم نشه و روز به روز بیشتر بشه چون واقعا تا الان هیچی نداشته جز خوبی.مردم خیلی چیزها رو یاد گرفتن.چون کمی مستم و گیجم نمیتونم بنویسم.دیگه انگار مثل قبل وبلاگم خواننده نداره.یه چیز دیگه بگم اگه قرار بشه نسل بشر منقرض بشه و ده تا ترانه ازش به یادگار بمونه باید این ترانه کاروان بنان رو بزارن توی لیست تا موجودات بعدی که به وجود میان هم ازش لذت ببرن.دومی هم حماسه کولی فردی مرکوری.بعضی وقتها با خودم میگم اگه فردی مرکوری زنده بود من واقعا باهاش گی بازی میکردم.از ته دل دوسش دارم.چون مستم یه ذره زیاد چرت و پرت میگم.

نوکرم والا

مهربانی یک وظیفه است

چهار پنج روزی توییتر داشتم و پاکش کردم.یه مشت دیوانه عصبی فوق العاده حشری جمع شدن اونجا.خوشم نیومد از محیطش.یه جوری بود.حال نکردم.یه نفر هم پیدا کردم اونجا که از وبلاگم نقل به مضمون کرده بود میخواستم مخش رو بزنم ولی نشد،پا نداد.

خلاصه توییتر دوست ندارم.

نوروز شد و بنفشه از خاک دمید

سال نو مبارک

امیدوارم سال جدید هیچی درست نشه و اوضاع روز به روز بدتر بشه.ملت و مردمی که من دارم میبینم بدترین عذاب های الهی هم واسشون کمه.امیدوارم قحطی و بیماری روز به روز بیشتر بشه.

سال نو مبارک

والا از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون وقتی سوار مترو میشم و خنکی و خلوتیش رو میبینم و میام توی خیابون و میبینم هیچ ترافیکی نیست و راحت از سرکار میرسم خونه میگم خدا پدر و مادر این ویروس کرونا رو بیامرزه.

پی نوشت:ترانه under pressure هم خیلی قشنگه.

از مسیری دیگر بگریز و هرگز به عقب نگاه نکن، قبل از آن که مسخرگی و بیهودگی یک رابطه، تو را نابود کند

توی این روزها که همه دارن به نحوی از کرونا استفاده ابزاری میکنن منم گفتم یه کاری بکنم.این آیدی تلگرام من هست،هر کس دلش میخواست با من چت بکنه میدونه که خوشحالم کرده و بهم افتخار داده.بوس بوس:

http://telegram.me/travis1398

هر انسانی سه شخصیت دارد: شخصیتی که نشان می‌دهد، شخصیتی که واقعاً دارد و شخصیتی که خیال می‌کند دارد

این که مترو تا این حد خلوت شده نشون میده که کل اون جمعیت سابق که توی کون هم میتپیدن دنبال کس کلک بازی بودن و هیچ کار خاصی نداشتن که بیان بیرون و الکی بیرون بودن.

من زنده ام و حشری.شما چطور؟؟

کسانی که کینه‌توزی می‌کنند و نفرت می‌ورزند؛ به رابطه سازی نزدیکترند تا کسانی که نه کینه‌توزی می‌کنند و نه عشق می‌ورزند.

به بهانه تولد حضرت عیسی نوشته ای رو که چند سال پیش نوشتم بازنشر میکنم

شاید خیلی از ما نقاشی ها و تئاترها و آثار هنری دیگری از لحظه  تولد عیسی مسیح دیده باشیم.ولی با خود فکر نکرده ایم که افراد حاضر در این آثار چه نقشی دارند.در این نوشته کوتاه به بهانه تولد حضرت عیسی توضیح مختصری از این آثار ارائه خواهد شد.

در این تصاویر و مجسمه ها مردی را همیشه میبینیم که کناری ایستاده است و یوسف نام دارد.یوسف شغل نجاری داشته است و مردی صالح بوده است و به اعتقاد بعضی از مسیحیان نامزد حضرت مریم و پدرخوانده حضرت عیسی بوده است  و از اهالی شهر ناصره بوده  و به همین دلیل به حضرت عیسی در بعضی از منابع می گویند: عیسی ناصری یعنی عیسی فرزند یوسف از شهر ناصره.

سه مرد دیگر را میبینیم که اسامی مختلفی دارند و از آنان به عنوان سه مغ،سه مجوس، سه مجوس شرقی، سه شاه، سه پادشاه مقدس و سه فرزانه یاد میشود.آن چه همگی بر آن اتفاق نظر دارند این سه تن ایرانیانی بوده اند که کیش زرتشتی داشته اند و با دیدن نوری در آسمان پیش بینی ظهور منجی و پیامبری را کرده اند و به دیدارش شتافته اند  و اولین باورمندان و ایمان آوردندگان به حضرت عیسی بوده اند.اینان برای زادروز عیسی زر،مُر و کندر را به عنوان هدیه با خود آورده اند.حال که سه مجوس گفتیم بد نیست به این نکته نیز اشاره کنیم که در بعضی از متون و نوشته ها کلمه مجوس را به کافرین اطلاق میکنند که حاوی بار منفی و توهین آمیزی است.حال آن که به پیروان زرتشت و به احتمالی آئین میترایی که قبل از زرتشت بوده است مغ گفته اند که در زبان یونانی برگردان آن موگوس بوده است و اعراب پس از کسب دانش از یونانی ها چون حرف گ را نداشته اند،کلمه موگوس را به شکل مجوس نوشته اند.اما دلیل هدایای سه مرد فرزانه پارسی شاید به این دلیل بوده است که زر یا طلا از دیرباز ارزش مادی داشته است اما به احتمال قوی به دلیل خاصیت طلا در طب سنتی بوده است،چون اعتقاد بر این بوده است که طلا باعث کاهش فشار خون و منظم شدن ضربان قلب میشود.کندر نیز در طب سنتی خاصیت جلوگیری از خونریزی دارد و مصرف آن در زنان باردار و شیرده باعث افزایش هوش جنین و نوزاد میشود و مُر نیز که از صمغ گیاهی به دست می آید خاصیت تسکین درد داشته است و باید گفت که چه هدایای خوب و مفیدی از این سه مرد خردمند.

چون عیسی در آغلی به دنیا آمده است در تصاویرو نمایش هایی که از این واقعه به تصویر کشیده میشود گاهی گاو و الاغی نیز وجود دارند که اعتقاد بر این است که با نفس خود عیسی نوزاد و تازه به دنیا آمده را گرم نموده اند.اما چیزی که وجود ندارد درخت کاج است و باید به این نکته اشاره نمود که درخت کاج بعدها وارد فرهنگ مسیحیت شده است و در واقع خواستگاه اصلی آن اروپا و امریکا بوده است.روایت قرآنی تولد عیسی اما متفاوت است و به آن اشاره دارد که حضرت مریم زمانی که درد زایمانش فرا رسیده است به زیر درخت نخلی میرود و اندوهگین و ناراحت است و با خود میگود که کاش پیش از این مرده بودم و نامم از صفحه دلها محو شده بود و در همین زمان است که ندایی از سمت فرزندش به او میگوید که ناراحت نباشد و از زیر پای او خدا چشمه ای آب روان میکند و به او میگوید که درخت را تکان بدهد و از خرمای تازه تناول کند.همین داستان باعث بروز اختلافاتی در زمینه زمان واقعی تولد عیسی هست،که اگر مریم از درخت خرما خورده است پس تولد فرزندش در تابستان و فصل رسیدن خرما بوده است و بعضی نیز میگویند که این امر چون معجزه بوده است و به باور اسلام معجزه امری خرق عادت یعنی کاری که تحققش در حالت عادی امکان پذیر نیست پس میشود استدلال کرد که خرما در زمستان رسیده است و منافاتی وجود ندارد. تولد عیسی چه در زمستان بوده یا تابستان به همه باورمندانش شادباش باد.

فیلم سرخپوست نوید محمدزاده رو دیدم

فیلم بسیار کیری بود.بسیار بسیار تخمی.

بدبختی مملکت و مردم اینه که واقعا نمیتونن تشخیص بدن بابا جان این فیلم خیلی کیریه.