تراویس بیکل

تراویس بیکل

تراویس بیکل
تراویس بیکل

تراویس بیکل

تراویس بیکل

بعد عمری مست کردم

خر همتون هستم

عقل مثل چراغیست که راه تاریک را روشن میکند

به عنوان یه آدم هوسباز و کثیف یه متن میخوام بنویسم با متنی نسبتا طولانی در مورد چرایی خیانت و این که چرا آدمها توی یه رابطه که هستن باز هم خیانت میکنن ولی خوب حوصله ام نمیکشه،باید بشینم قشنگ بنویسم و کلمات رو پردازش بکنم.زیبایی یک مقاله و متن اینه که سوگیری نداشته باشه.

-----

این قدر آدم غیرنرمال و چند چهره توی جامعه زیاد شده که حد و حساب نداره.سنگ بنای چند چهره بودن و موجه بودن چند چهره گی و ریاکاری توی کودکی ما ایرانی ها شروع میشه،وقتی میبینیم مادرهامون با ظاهری متفاوت اون چه که توی خونه هستن توی جامعه ظاهر میشن.

------

کیر توی این جبر جغرافیایی،نمیشد تخم ما رو توی اسکاتلند و ولز بکارن یا نمیشد توی بلژیک و دانمارک باشیم،کیر توی این جبر جغرافیایی

-----

عمری دگر بباید بعد از وفات ما را

کاین عمر طی نمودیم کاندر امیدواری

این شعر هم اگر درست نوشته باشم حکایت خیلی از ما هست.اینو نامجو هم خونده.کاش اون خوشگله بیاد دوباره یه لینک بده تا گوشش بدم

حالا که اینترنت قطعه واقعا موندم چی کار بکنم

عنوان ندارم چون اینترنت نداریم و نمیشه

محرومیت اول:دوست دارم ترانه major tom از دیوید بویی رو گوش بدم ولی اینترنت نداریم و نمیشه.

محرومیت دوم:میخوام بدونم انسانهایی که بدنشون ارتقا یافته میشه و بعضی از اعضاشون ربات میشه اصطلاحش چی میشه ولی اینترنت نداریم و نمیشه.

محرومیت سوم:عزیز دل میخواد بره توی سایت medscape و در مورد داروهایی که میده به مریض ها اطلاعات بگیره ولی اینترنت نداریم و نمیشه.

محرومیت چهارم:مادرم میخواد با برادرش توی خارج حرف بزنه و کمی از بار دلتنگی جفتشون کاسته بشه ولی اینترنت نداریم و نمیشه.

محرومیت پنجم:خونه ام رو میخوام بدم به مستاجر و میخوام لوکیشین رو بفرستم واسه بازدیدکنندگان ولی اینترنت نداریم و نمیشه.

محرومیت ششم:میخواستم یه تبر بخرم از یه پیج توی اینستاگرام ولی اینترنت نداریم و نمیشه.

اینا چیزایی هست که خودم دارم تجربشون میکنم،خدا میدونه چقدر مشکل دیگه در زمینه پزشکی و تجارت و حتی زندگی روزمره از نبود اینترنت به وجود اومده.

بیشتر زن ها و دخترهایی که باهاشون دوست بودم ته چهره منو شبیه موش و سنجاب و خرگوش دیدن.مموشی بودم واسه همشون.نمیدونم چرا؟

خیلی از توله‌های تصادفی، پایان خوشی داشتند و آدم قابلی شده‌اند

نمیدونم چرا من با هر کس سکس میکنم،اصرار داره انگشتش رو بکنه توی کونم.نمیفهمم والا این چه کاریه دیگه.

تولدم مبارک

سلام

امروز تولدم هست.هیچ کس جز عزیز دل تولدم رو تبریک نگفت.

صدای ناله ساز درمون روحمه

این قدر این صدای سیاوش شمس و ترانه"صحنه" رو دوست دارم که حد و حساب نداره.ترانه های فردی مرکوری رو هم خیلی دوست دارم.

یادم میاد یه بنده خدایی بود وبلاگ داشت و هر بار که جق میزد میومد توی وبلاگش مینوشت باز خطا کردم،هر روزم پست میزاشت،خلاصه این که تمام پستهاش این بود که خطا کردم.نمیدونم چی شد یادش افتادم.عذاب وجدان شدیدی داشت.منم دوره نوجوونیم سر این مسئله خیلی عذاب وجدان داشتم،فکر میکردم گناه هست و از این صحبتها.

«آدم هر چه‌قدر هم بدبخت شود باز هم دنبال بدبختی می‌گردد

زِرِ اول:نمیدونم چرا تازگی ها اینقدر به ترانه های گروه Queen  علاقه مند شدم.

زِرِ دوم: سریال بازی تاج و تخت رو دیدم.سریال بریکینگ بد رو دیدم.سریال ریک& مورتی رو هم دیدم.همشون خیلی خوب بودن

زِرِ سوم:دوست دارم مهاجرت بکنم.

زِرِ چهارم:مشکلات اقتصادی و بی پولی و قرض هام به اندازه کوه فوجی یاما داره میشه ولی خوب مهم نیست.بدنم سالم هست و کار دارم.نرم نرمک قرض ها رو میدم.کمی طاقت داشته باشم قرص ویاگرای زمان کار خودش رو میکنه و با کیر شق شده کس مشکلات زندگی رو پاره میکنم.

زِرِ پنجم:چرا نمیایین توی گروه عضو بشین؟؟

اهان یادم رفت بگم،تعداد بازدیدکنندهای وبلاگ از ۵۰۰ هزار نفر گذشت؟خوب میدونم میگین به تخمتون.


جوری غریبی میکنی انگار حتی قیافم واسه تو آشنا نیست

یه دختری بود مال زاهدان بود یا چابهار یا اون طرفا،اسمش یادم نمیاد.خیلی کامنت میزاشت و میگفت میخوام پزشک بشم.نفهمیدیم پزشک شد یا نه؟

خدایا اسمش چی بود؟خیلی به مغزم فشار میارم ولی یادم نمیاد.