تراویس بیکل

تراویس بیکل

تراویس بیکل
تراویس بیکل

تراویس بیکل

تراویس بیکل

خدا اونایی رو که دوست داره زودتر میبره پیش خودش

من آدم شاد و بی غم و بی مشکلی هستم اما متوجه شدم که تو عمق وجودم افسردگی و مشکلات عمیق شخصیتی دارم.خیلی بد دلم،خیلی بد بین هستم،خیلی نا امید هستم.خیلی حسودم به بعضی پسرها که با دخترایی که دوستشون داشتم یه جورایی مرتبط بودن.و فکر نکنم هیچ وقت هم اصلاح بشم.خدا به داد همسر آینده من برسه.البته من وقتی اینا رو میدونم پس دیگه چرا زن بگیرم؟

«ویکی‌پدیا کوششی برای آفرینش و پخش دانشنامه‌ای با بالاترین کیفیت ممکن برای همه مردم روی زمین و به زبان مادریشان است.»

من علاقه عجیبی به سایت معظم "ویکی پدیا" دارم.

یعنی یه صفحه تو این سایت دیدم دقیقا و دقیقا ما ایرانی ها رو اخلاقیاتمون رو توضیح بده.اصلا نمیتوم بگم چقدر خوب توضیح داده.لینکش رو میزارم،خواهش میکنم بخونید.ببینید به کجا رسیدیم.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D8%B2%D8%B4%D8%AA

چه کنم با این دل ساده

اگر یه جایی 3 نفر پرسنل داشته باشه یکیشون رئیس باشه و اون دونفر کارمند یا کارگر عادی،همون دو نفر زیرآب هم رو میزنن و واسه هم پاپوش درست میکنن.

با دست پس میزنی،با پا پیش میکشی،دل دیوونه رو به آتیش میکشی.

این کار ما هم شده دردسر بزرگی واسمون.

ما رفتیم تو یه سازمان خصوصی با نزدیک هزار نفر پرسنل واسه یه شغل رده پایین درخواست دادیم و همون فرداش رفتیم سرکار.اولش که همه میگفتن پارتی تو کیه که اینقدر راحت اومدی و جذب سازمان شدی،حالا بیا و توضیح بده که والا بِلا پارتی ما فقط خدا بوده(ببین به کجا رسیدم که من اینو میگم)،بعد که همه فهمیدن بنده حقیر لیسانس کامپیوتر دارم مگه ول کن بودن این ملت که تو حیفی واسه این کار،که تو باید بری بخش اداری،تو باید بری قسمت کامپیوتر،باز هم بنده نه حرفی میزدم نه اصراری به تغییر داشتم،بعد ما رو بردن سر یه پروژه و هر روز از ساعت 7 صبح کار میکردم تا 10 شب به مدت 2 هفته،بعدش هم بدون هیچ پرسیدن نظری از من ،ما رو فرستادن قسمت IT یا همون کامپیوتر و فناوری اطلاعات و این حرفها و یهو دیدیم که ای دل غافل شدیم مسئول بخش و رئیس و این حرفها تو کمتر از یک ماه.حالا همون آدمها که میگفتن تو باید بری قسمت اداری یا کامپیوتری با من شدن دشمن،زیرآب من رو میزنن.من واقعا نمیدونم این ملت چه جورین.

نمیدونم والا من واسه زندگی کردن بین این مردم آفریده نشدم.

من از تو بردم شکایت پیش خورشید

من همیشه از کامپیوتر فراری هستم.اصلا متنفر هستم از کار کامپیوتری.امروز هم دقیقا از چیزی که بدم میاد سرم اومد.منو به زور منتقل کردن به واحد IT.آقا من نمیخوام پشت میز باشم.نمیخوام کارم با کامپیوتر باشه.

سعی ما بود بهر آبادی این سامان

باز هم دارم سالار عقیلی گوش میدم.چقدر من دوستش دارم

در شب قدر همه فرشتگان به زمین می آیند و شب قدر از هزار شب برتر است.

سال 90 با یه دختری دوست بودم که خیلی چاق بود،یه بار واسم تعریف کرد که تو مراسم احیا بودن و دوستش هی جلف بازی در آورده و بگوبخند کرده و این دوست من بهش گفته نکن این کارا رو اون دنیا میریم جهنم چوب میکنن تو کونمون.اونم گفته چه بهتر این دنیا کسی که کون ما نگذاشت بزار اقلا اون دنیا کیف بکنیم.

لطفا پاچه نگیر.

اگر سگ ها و گربه ها میدونستن بیماری هاری چقدر واسه انسانها خطرناک و مرگ آفرین هست.تو خیابونا برعکس میشد و ما آدمها از دست اونا فرار میکردیم.

مهاجم جوان اکوادوری

"توتو" بازیکن فوتبال 27 ساله اکوادوری همین طور که تو هتل با خانوادش نشسته بوده دچار حمله قلبی میشه و میمیره.سکته های قلبی تو سنین جوونی باعث مرگ آدمها میشه و این خیلی ناراحت کننده هست.

هیچکاک پیشگو

یه فیلمی آلفرد هیچکاک داره که تو هتل هتل "کن" تو کشور فرانسه درست شده و تو این فیلم یه یارویی از اون هتل سرقت میکنه،حالا امشب دیدم که تو همون هتل کن یه یارویی اومده و تو حراج جواهرات دست به سرقت مسلحانه زده.