تنها زندگی کردن خیلی بدی ها داره ولی خوبی هایی که داره اینه که هر چی دلت خواست میتونی فیلم ببینی و کسی مزاحمت نیست و همش میتونی توی خونه لخت مادرزاد بگردی و هر غذایی خواستی بخوری و هر وقت دوست داشتی فیلم سوپر با صدای بلند ببینی و هر وقت خواستی بیایی خونه و هر وقت دلت خواست بزنی بیرون از خونه و صبح زود بری حموم یا هر وقت دوست داشتی کولر رو روشن بکنی.
همسایه طبقه پایینی تازه داشت وسیله میبرد توی خونه اش منم به رسم ادب واسش یه پارچ آب و یخ بردم،همپارچ ابم و همدو تا لیوانم از سرویس ظرفهای لومینارکم بود.الان چند روز شده که نیومده به من تحویل بده.نکنه شکونده باشه.خیلی استرس دارم.میدونم یه کم خاله زنک شدم ولی خوب زحمت کشیدم واسه خریدن این ظرفها و خیلی دوستشون دارم.
البته یه چیز جدیدی که یاد گرفتم درست کردن پاستا پنه با سس آلفردو هست که فکر میکنم پاستای من در مناطق شمال و شمال غربی تهران حرف اول رو میزنه و هیچ حریفی نداشته باشم.
حرف دیگه ای ندارم.فعلا از حضورتون مرخص میشم باید برم گلدونام رو آب بدم و طرفها رو بشورم و داخل کابیتها رو تمیز بکنم و کف آشپزخونه رو تمیز بکنم و با سیم بیفتم به جون توالت فرنگی و حموم بعد هم مسواک بزنم و جیش بکنم و بخوابم و فردا صبح زود دوش بگیرم و صبحانه بخورم و برم سرکار،اوه داشت یادم میرفت کرفس هم آب بگیرم که فردا بعد ناهار آب کرفس بخورم.توی پست های آینده از مراقبت های پوست و مو و ناخن میگم
بوس بوس
فیلمی دیدم به اسم نیویورک،جز به کل که قشنگ بود ولی پیشنهاد نمیکنم کسی ببینه،چون خیلی خاص بود و یه جورایی عجیب و غریب بود فیلمش.
فیلمنامه نویس و کارگردان این فیلم چارلی کافمن هست،اصولا کارهای چارلی کافمن همه خوب و عالی و پر از مفهوم هستن.
البته یه چیزی بگم با این روال ابتذال فرهنگی و اخلاقی و اقتصادی که جامعه ایران درونش افتاده و داره با سرعت جلو میره فکر میکنم تا بیست سال دیگه هیچ کس هیچ فیلم خوبی نبینه و همه ایرانی ها بشن یه مشت ادم مثل وحیدخزایی و امیرتتلو و این کس خل های اینستاگرامی.
قبلا خیلی ها بهم میگفتن که گنده دماغ هستی و ال و بل ولی الان با قطعیت میگم که ادمهای دور و اطرافم یه مشت حیوان و احشام هستن که فقط پوستین آدمیت دارن،من بین یه مشت آدم سطحی و بیسواد و بی فرهنگ و چیپ دارم زندگی میکنم.
گله اول:بعضی وقتها پیاده مسیر طولانی رو از محل کارم تا نزدیک خونه راه میرم و میبینم که چقدر ادمهای بدبخت و مشکل دار توی این شهر وجود دارن و دلم به درد میاد.
گله دوم:چند روز پیش با چند تا از همکارهام حرف میزدیم که چقدر پول حال شما رو خوب میکنه،یکی گفت یک میلیارد،یکی گفت پونصد میلیون و یکی گفت ده میلیارد،من گفتم بیست میلیون،بیست میلیون واقعا حال منو خوب میکنه.
گله سوم:از صمیم قلب دلم میخواست خدایی بود،روز جزایی باشه و حرفهایی که از بچگی و توی مدرسه بهمون تلقین کردن واقعیت داشته باشه،اما افسوس و صد افسوس که هیچی نیست و ما انسانها تنها هستیم و هیچ عدالتی وجود نداره.
گله چهارم:حالم از دیالوگ هایی مثل "قضاوت نکنیم"،هر کی لاشی تره بیشتر اینو میگه.
گله پنجم:خونه ای خریدم و دارم تنهایی زندگی میکنم،سبک زندگیم عوض شده،سیگار نمیکشم،مشروب نمیخورم،هرز نمیپرم و فقط با عزیز دلم هستم و زندگی میکنم تا ببینم چی میشه و چی پیش میاد.
گله ششم:حرفی نیست جز این که خیلی خسته ام،هم روحی و هم جسمی
فصل دوم سریال وست ورلد رو تا آخر دیدم،فقط میتونم بگم عجب سریال قشنگی هست.دوباره هم میشینم یه بار دیگه میبینمش اینقدر که قشنگه و پیچیده و باحال.
مورد اول:سابق بر اینعلاقه اصلیم توی سینما فیلمهایی بود که مخاطب خیلی کمتری داشت،مثل فیلمهای شوروی و فنلاند و فرانسوی و فیلمهای خاصی در مجموع میدیدم،اما رفته رفته از حدود یکسال پیش اخلاقم عوض شد و علاقه ام به فیلمهای علمی و تخیلی بیشتر شده.در واقع تنها فیلمهایی که توی اینیکسال اخیر دیدم فیلمهای علمی تخیلی بوده.فیلمهای دنیای سینمایی مارول رو کامل و تمامشون رو دیدم،سری جنگ ستارگان رو کامل دیدم،خلاصه هر چی فیلم علمی تخیلی باشه من دیدم و فکر میکنم بهترین گونه فیلمهای علمی تخیلی "سایبرپانک"باشه.
مورد دوم:اگر گروه تلگرامی دارین لینکش رو واسه من بزارین،بعضی شبها حوصله ام سر میره.
مورد سوم:فکر کنم واسه واسه بار پنجم اینستاگرامم رو حذف کردم.در واقع دلیت اکانت کردم.
مورد چهارم:یه بازی جدید رو موبایلم نصب کردم به اسم"آمیرزا" که خیلی بامزه هست و الان مرحله"میرزا کپل خان" هستم.
مورد پنجم:ناموسا چرا اینقدر روابطتون پیچیده هست؟مجردین؟متاهلین؟طلاق گرفتین؟اصلا سر از کار ملت در نمیارم.اینقدر زیرآبی نرین
کوتاه سخن اول:فکرمیکنم همون طوری که اینترنت و اینستاگرام و تلگرامپر شده از اراجیف و مزخرفات،وبلاگ ها هم بی نصیب نموندن،به هر حال ما باختیم و شکست رو میپذیریم.ما باختیم و وبلاگستان فارسی شده جولانگاه وبلاگهای چرت وپرت و از وبلاگهای خوب قدیمی خبری نشد.البته که تلگرام هم بی تاثیر نبود،همه رفتنو یه کانال زدن و از وبلاگ هاشون خداحافظی کردن.
کوتاه سخن دوم:ایناوضاع اقتصادی پدر همه رودر آورده.هیچ امیدی به آینده ندارم و مطمئنهستم اوضاع بدتر میشه.
کوتاه سخن سوم:همیشه درونمنجدالی بی پایان بیننیروهای خیر وشر وجود داره،در هر زمینه ای.از فساد و فحشا بگیر تا دزدی و خیانت.امیدوارم از طوفان بلایا به دور باشم.
کوتاه سخن چهارم:خوندن پیامهای خصوصی و پاک شده همیشه برای من جالب بوده و حس دلتنگی عمیقی بهم دست میده از خوندن این پیام ها و واقعا دلممیخواد بدونم بعضی از اون آدمها الان کجا هستن،مثل زینب،مدیکو،کتی،ریحانه،زن عاشق،مهدیس،الهام،دلقک،سپیده مشهدی،افرادی که محبت بی دریغ و خالصانشون جلای وجودم بود و نفرتشون باعث ترس و تشویشم.
پینوشت:سریال وست ورلد عجب سریال خوبی هست
فقط اومدم یه پست بزارم و بگم اونی که به همتون نظر داره هنوز هم به وبلاگهای همتون سر میزنه و در جریان کاراتون هست.شیطونی نکنید که میام براتون.