تراویس بیکل

تراویس بیکل

تراویس بیکل
تراویس بیکل

تراویس بیکل

تراویس بیکل

ادای دینی به جمعه خوب

دیروز با خانواده خودم و خانواده برادرم رفتیم پارک ساعی و خوب بود و این پرنده ها رو دیدیم و عکس گرفتیم.بعد کع برادرم اومد یه عکس تکی بگیره زود زنش بهش گفت آره برو عکس بگیر تا شب بزاریشون تو فیسبوک و عملا رید به احوالات برادر ما و اونم بهم گفت خیلی خری اگه یه روزی زن بگیری که البته من خودم این رو میدونم.

ازدواج چیز عجیبی است.

این روزها هر چی بیشتر میگذره از ازدواج بیشتر متنفر میشم.یعنی احمقانه ترین کاری که یه نفر میتونه انجام بده تو این دوره زمونه ازدواجه.

این روزها که میگذرد.

دیشب حول و حوش ساعت 2 بامداد با پِ چشم آبی جروبحثمون شد که نتیجتا تصمیم گرفتیم نهال نوپای دوستی دو روزه رو خشک کنیم و تا بیشتر نرفتیم رو اعصاب همدیگه همین جا تمومش کنیم.

و من الله التوفیق

17 شوال 1434

پیشرفت تکنولوژی

یه هارد اکسترنال 1TB خریدم که به اندازه کف دستِ یه بچه 6 ماهه هست و الان نوستالیژی دونم قلمبه شده و یاد سال 79 افتادم که هارد کامپیوتر من 40GB بود و انگار شق القمر کرده بودم یا یه جزیره خصوصی خریده بودم.

حکومت دنیا دست سگان افتاده است.

امروز عصر،وقتی که از سرکار برمیگشتم،دم یه کیوسک روزنامه فروشی وایسادم و به تیتر روزنامه ها نگاه کردم.روزنامه کیهان عکسی از کودکان و نوزادانی چاپ کرده بود که تو بمباران شیمیایی تروریست های مخالف دولت سوریه کشته شده بودن.دلم آتیش گرفت و خیلی ناراحت شدم.

یه مشت سگِ تندرو و تروریست افتادن به جون سوریه و میخوان اون کشور رو تیکه تیکه کنن.لعنت به تروریست های کثیف سلفی.

زندگی سیبی است،گاز باید زد با پوست.

اون روزی که رفتم سازمان فرم پر کنم،دو تا دختر هم اومده بودن.که یه دوستی داشتن به نام پ.چند باری پ رو دیدم تو سازمان و در مورد شیفتها و بخشها حرف زدیم تا این که امروز شماره دادیم و دیدم که اونم بی میل نیست که با هم آشناتر بشیم و امروز شروع یه رابطه دوستی جدید با پِ چشم آبی بود.

تا چه خوش افتد.

خرم سلطان

حدود 2 ماه پیش آخرای سریال حریم سلطان بود که تمام شبکه های ماهواره ای منطقه ما قطع شدن و امروز بعد از این که اومدم خونه دیدم که دوباره وصل شدن.امیدوارم همیشگی باشه وگرنه نفرین میکنم تمام مسئولین رو.

من می‌خواهم گریبان سرنوشت را بگیرم، او نمی‌تواند سرم را در برابر زندگی خم کند.

فیلم تلقین یا سرآغاز از کریستوفرنولان با بازی دی کاپریو فیلم خیلی خوبیه به خاطر همه جلوه ها،بازی ها و داستانش،اما چیزی که کمتر بهش اشاره شده و تو این فیلم نشون داده شده آثار بعضی کارها و حرفهاست که تو اسلام هم به عنوان آثار ماتاخر بهشون اشاره شده.بعضی وقتها یه نفر یه حرفی میزنه یا کاری میکنه که تو حتی فراموشش میکنی اما اثری که این حرف میزاره ممکنه تمام سرنوشت تو رو عوض بکنه.

بهترین چیزی که یک پدر می تواند برای فرزندش انجام دهد ، دوست داشتنِ مادرش است

اگه روزی پسری داشتم حتما واسش یه دوربین عکاسی میخرم تا بدونه لحظات خوب هیچ وقت ماندگار نیستن.تا بدونه که ما هر روز داریم تغییر میکنیم و هیچ وقت نمیتونیم به گذشته برگردیم.

اگر در بهشت سیگار کشیدن ممنوع باشد،به آن جا نخواهم رفت.مارک تواین

از وقتی که یادمه سیگار کشیدن اسمهای مختلف رمزی داشته که کسی متوجهش نشه.مثلا میگفتیم:بچه رو ببریم بچرخونیم یا بریم سیتی یا بریم سنتر بکنیم یا بریم دنبال تجهیزات یا سیستم رو بزنیم یا بریم هواکشی یا بریم ورزش یا بریم تقیه بکنیم.و مطمئن هستم که تو پسرای دیگه هم اسمهای دیگه ای هم داره و تا دنیا پابرجاست این اسمها ادامه پیدا میکنه.