-
صلح ناحق بهتر از جنگ محق است.
دوشنبه 3 خردادماه سال 1395 18:45
این روزها آروم تر از همیشه هستم.حقوقم اضافه شده و دست و بالم بازتر شده و تلاطمات روحی ندارم.کارهایی که دارم خیلی خوب و راحت داره پیش میره.زندگی داره کم کم روی خوشش رو به من نشون میده.شاید این روزها برم کیش با یکی از دوستان محرم راز که آفتاب بگیریم.البته اون بیشتر مایله که سیاه بشه چون سفیده و نه من.کار خاصی نمیکنم.به...
-
عشقورزیدن کافیست، آنگاه همهچیز لذتبخش است.
یکشنبه 2 خردادماه سال 1395 01:12
سه پست پایین تر،پارت سوم.اسمش رو میزارم:"سین خوش خنده".باید دید تا کجا ادامه داره.
-
خوش باش دمی، که زندگانی این است.
شنبه 1 خردادماه سال 1395 23:06
میدونید عاشق همتون هستم یا نمیدونید؟؟؟
-
کاین باقیِ عمر را بقا پیدا نیست
سهشنبه 28 اردیبهشتماه سال 1395 23:24
من عاشق این ترانه هستم.منو جون به جون بکنن چند پشت عقب ترم باید شمالی باشه.من عاشق این ترانه هستم.حس خوبی بهم میده. "سرکوه بولند من نی زنم نی می چومان به رایه تا بایه کُری همگی ور مرا رسوا بو کوده همه کس گد عجب شیدایه اَرِی آی لیلی جان لیلی می جان جانان لیلی لیلی ترا من خوش دارم از دیل و از جان لیلی تو بالای تلار...
-
وقتی کمتر سزاوارم، به من عشق بورز، که آنزمان نیازمندترم.
دوشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1395 21:40
زِر مفت اول:چند روز پیش یه خانم از بغل من رد شد که موهاش سفید بود،یعنی سفید نبود یه رنگی تو مایه های سفید ولی پیر نبود و جوون بود.خودش به احتمال قوی موهاش رو اونجوری کرده بود و بهش هم میومد،همین جوری که از بغل من رد میشد یه لبخند ملیح مویرگی به من زد و منم سریع سر خر رو کج کردم و باهاش هم قدم و هم صحبت شدم و شماره ام...
-
مهمانت را گرامی بدار، اگرچه حقیر باشد، و به احترام پدر و معلّمت از جایت برخیز، حتّی اگر فرمانروا باشی .
چهارشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1395 20:58
دلم واسه پدرم تنگ شده من هیچ وقت واسه هیچ کس خوب نبودم.من نه دوست خوبی بودم،نه همسر خوبی،نه همکار خوبی،نه برادر خوبی و نه فرزند خوبی. زندگی من توی دور باطل افسردگی افتاده.چرا اینجوری شدم واقعا؟
-
ای امیدهای دورهٔ زندگی اگر شما نبودید و به روی این حیات پر از مصیبت تبسم نمیکردید، بشر چگونه زنده میماند؟
چهارشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1395 18:30
نشد که بشه
-
همه را دوست بدارید و خوبی های دیگران را ببینید و به زبان بیاورید، تا طرف توجه و محبوب همه باشید.
سهشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1395 21:24
طی تحولات عمیقی که در رفتار و اخلاقم به وجود اومده و در راستای تصمیماتی که گرفتم با دوستی آشنا شدم به اسم"ر قدبلند".امروز با هم بیرون رفتیم و برای اولین بار و برخلاف همیشه طرف مقابلم از من دقیقا 8 سال کوچیکتره.اولش حس خوبی نداشتم به خاطر قدش که یه نمه از من بلندتر بود و سنش که از من به زعم خودم خیلی کمتر از...
-
این انتظار که «تا زمانی که عشقی برابر دریافت نکنم عاشق نمیشوم» ممکن است یک عمر طول بکشد
دوشنبه 20 اردیبهشتماه سال 1395 12:58
تو این سی سال زندگی یه چیز رو خوب یاد گرفتم که از همه آدمها به جز پدر و مادرم،انتظار همه چیز داشته باشم و انتظار هیچ چیز نداشته باشم.یعنی از هر کسی هر رفتار و هر برخوردی دیدم ناراحت نشم و بدونم که نزدیکترین کس تو زندگیم ممکنه یه روزی بدترین حرفها و کارها رو در موردم انجام بده.و این که از هیچ کس هم هیچ انتظاری...
-
هیچ چیز مثل بدبختی کودکان را ساکت نمیکند.
شنبه 18 اردیبهشتماه سال 1395 00:11
فردا میرم بانک و قرض و دینی که بر گردنم هست رو تسویه میکنم و گرهی از گره های کور بین من و"سین چشم سبز" رو باز میکنم تا زیر بارعذاب وجدان هیچ چیزی نباشم. این روزها گیج و گنگ هستم.دیگه به هیچ زنی علاقه و میلی جنسی طغیان کننده ندارم.دارم یاد میگیرم که میشه به یه زن لبخند زد بدون این که هدفی شوم داشته باشم.دارم...
-
یکی از اهداف زندگی بشر- مهم نیست چه کسی آنرا کنترل میکند – عشق ورزیدن به کسانی است که در اطراف هستند.
جمعه 17 اردیبهشتماه سال 1395 20:03
خدا رو شکر این نمایشگاه کذایی رو جمع کردن و بردن ناکجاآباد گذاشتن تا ملت همیشه در صحنه برن اونجا و اینجوری برنامه کاری و رفت و آمد منم دیگه خللی بهش وارد نمیشه من نمیدونم با این همه شوق و ذوق ملت واسه این نمایشگاه پس چرا هیچ کس هیچی بارش نیست و بلانسبت شما روز به روز بیشعوری و بداخلاقی و کوته نظری داره تو این مملکت...
-
مو که دل به تو بستم آخ گرفتارم بیا
پنجشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1395 17:43
داستان هلنا و کامنتهاش و پیغام هاش با نویسنده این وبلاگ مثل داستان دنیا جهانبخش و ساسی مانکن میمونه.ولی افسوس و صد افسوس که هلنای قصه ما دنیاجهانبخش نمیشه و بنده هم ساسی نیستم که تقه بزنم تو طلا گلزار پانوشت:هلنای سابق،هلنای جدید و هر اسمی که داری.جون مادرت بکش بیرون.زندگی تو ما کرده،تو دیگه نکن.
-
قسم حضرت عباس یا دمب خروس؟؟؟
پنجشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1395 11:26
دوستان وبلاگ نویس باور بفرمایید این که در وبلاگتون مینویسید دوست جنس مخالف ندارید و لب به مشروب نزدید و سیگار نمیکشید و با چادر احساس آرامش دارید و نماز میخونید و عکس نصفه از خودتون میزارید و اعیاد مذهبی به یاد دوستانتون هستین و من حیث المجموع ادای تنگا رو واسه ما در میارین اصلا افتخار نیست.خودتون باشین بابا.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 13 اردیبهشتماه سال 1395 06:58
آهنگ لالایی زند وکیلی قشنگه.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 11 اردیبهشتماه سال 1395 21:15
امروز متوجه شدیم که یکی از دوستان خوب و خوش طینت و واقعا آقا سرطان خیلی پیشرفته داره.ناراحتیم از این بیشتره که میبینیم پسر خیلی کوچکی داره اگر قراره که بمیره کاش من به جاش بمیرم.من یه عوضی بدذات و منحرف هستم که هیچ جز مادرم از مرگم ناراحت نمیشه.
-
مرد آزاده حق دارد غمناک شود اگر روز خود را بدون انجام دادن کاری شایسته و مفید به سر برده باشد.
پنجشنبه 9 اردیبهشتماه سال 1395 18:04
امروز وقتی داشتم برمیگشتم خونه توی تاکسی به یه مسیری رسیدیم که درختهای زیادی بود و همشون یه گلهای کوچیکی داشتن که توی فضا پخش شده بودن وداشتن مثل برف از آسمون به زمین میریختن و سولوی گیتار دیوید گیلمور هم تو تاکسی داشت پخش میشد که یهو یه ماشین محکم به ما زد.هیچیمون نشد و پیاده شدم و کرایه رو دادم و رفتم و به این فکر...
-
برای کیمی آ ی نازنین
جمعه 3 اردیبهشتماه سال 1395 22:25
خیلی دلم میخواست یه روزی از نزدیک ببینمش و دستاش رو روی صورتم حس کنم و چشمهاش رو ببوسم.ولی لعنت به من که هیچ وقت نتونستم جلوی بارش افکار احمقانه رو بگیرم.چه اهمیتی داره کجا زندگی میکنه،چند سال داره و چه قیافه ای داره.فقط دلم میخواد بنویسه و بخونم. باز هم "کیمی آ" ی دوست داشتنی و خوب و مهربون و هنرمند یه پست...
-
اولین انسانی که به جای سنگ فوحشی را پرتاب کرد بنیانگذار تمدن بود.
چهارشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1395 21:21
باز هم حادثه ای عجیب و بسیار دلخراش باعث شد تا من گریه کنم از ته دلم و به خودم بگم که ما انسانها از حیوون هم پست تر هستیم. داستان کودک نازنین افغانستانی رو شاید شنیده باشین.برای من جای تعجب داره که چطور یه نووجون یه دختر خردسال رو میدزده و بهش تجاوز میکنه و بعد به شکل بی رحمانه ای میکشه و در اسید میسوزونه.هر کدوم از...
-
گروه تلگرام
سهشنبه 24 فروردینماه سال 1395 19:53
گروه تلگرام تموم شد و رفت.همیشه به همتون فکر میکنم دوستای خوبم.
-
افراد شجاع و باشخصیت همیشه از نظر دیگران گمراهکننده و فاسد هستند.
سهشنبه 24 فروردینماه سال 1395 18:33
کوتاه سخن اول:نمیدونم قبلا گفتم یا نه؟ولی خیلی ناراحت هستم از این که ما ایرانی ها هیچ خرده فرهنگی نداریم. کوتاه سخن دوم:یادم میاد چند باری با دوستان بحث این بود که اگه حیوون بودین دوست داشتین چه حیوونی باشین و هر کسی به فراخور خودش شیر و پلنگ و خرس و ... رو انتخاب میکرد و امروز من فهمیدم که چی میخوام بشم.من میخوام...
-
در طبیعت و اخلاق انسانی هیچ ضعف و انحرافی نیست که با تعلیم و تربیت مناسب اصلاحپذیر نباشد
سهشنبه 24 فروردینماه سال 1395 17:34
میگم یه وقت بد نباشه من پستهام همه مودبانه و بدون حرفهای بد شده.
-
به خدا تکیه کن و مطمئن باش زیر سایهٔ خدا دوستان زیادی پیدا میکنی
یکشنبه 22 فروردینماه سال 1395 21:08
متاسفانه کمی دیر به این نتیجه رسیدم.اما از این به بعد دیگه منت هیچ دختری رو نمیکشم،دیگه هیچ وقت کوتاه نمیام و هیچ وقت دیگه ناز نمیکشم. دوستی با دخترهای زیادی داشتم.از هر نوع خانواده و تحصیلات و شهرهای مختلف و الان فهمیدم که نباید دیگه کوتاه اومد.همیشه اینو سرلوحه خودم قرار میدم:"خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد...
-
آدمها زن و شوهر و دوستدختر و دوستپسر میگیرند، برای اینکه به خودشان اجازه ندهند تا بیش از حد عجیب و غریب شوند
یکشنبه 22 فروردینماه سال 1395 06:03
ساعت 6 صبح من دارم میرم سرکار اما فکرم مشغول اینه که ما پسرا چرا دوست دخترهامون رو که چند وقتی باهاشون بودیم و خوب و خوش بودیم رو ول میکنیم و میریم با کسی ازدواج میکنیم که هیچ شناختی روش نداریم.
-
این شهر تا همیشه بوی ما رو میده بیرونمون نمی کنه چون توی ما رو دیده
جمعه 20 فروردینماه سال 1395 23:18
دیروز دم تاتر شهر یه کاری داشتم که باید انجام میدادم و اصلا توی مود این نبودم که برم دنبال کسی یا بخوام با کسی آشنا بشم.در اثنای منتظر بودن برای تحویل امانتی ام بودم که توی ولوله گیتار زن ها و سروصدای دخترها با همخوانی ترانه حمید صفت چهره زیبایی منو به خودش جذب کرد و علی الظاهر که اونم بی میل نبود.از سرم افتاد و داشتم...
-
من خویشاوند هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان نمیکند.
چهارشنبه 18 فروردینماه سال 1395 19:43
دوستان عزیزم علی الظاهر همین طور که داره پیش میره باید یه گروه تشکیل بدیم به اسم:"وبلاگ نویسان متاهل شکست خورده" یا "وبلاگ نویسان در آستانه طلاق" یا"وبلاگ نویسان بیچاره و درمانده در زندگی زناشوئی" . واقعا داره چی میشه؟چرا همه اینجوری شدیم؟
-
اگر ما به معایب کوچک خود اعتراف میکنیم برای آن است که به طرف مقابل خود بفهمانیم که از معایب بزرگتر بری هستیم.
چهارشنبه 18 فروردینماه سال 1395 16:43
اعتراف میکنم در مقطعی از زمان و در گذشته از اوناش بودم که بعد از اتمام صحبت تلفنی با دوست دخترم خیلی لوس و یخ میگفتم تو اول قطع کن،من قطع نمیکنم. اعتراف میکنم با موی پر از ژل و سبیل فابریک که شبیه مخمل خونه مادربزرگه بودم فکر میکردم خیلی جذابم و دختربازی میکردم. اعتراف میکنم تو شبای سرد زمستون و زیر برف و بارون ساعتها...
-
گل را میتوان زیر پا لِه کرد، ولی بوی عطر آن در فضا را نمیتوان کشت
دوشنبه 16 فروردینماه سال 1395 12:05
من برگشتم. دلتنگی و دوری از وبلاگ برای من نیست.دیگه مودبانه تر مینویسم. ولی خداییش هر چیزی هم که بی ادبی مینوشتم درون مایه ای پندآموز داشت. و در نهایت عاشق همتون هستم.
-
از سخت ترین درسهای زندگی این است که آدمی یاد بگیرد چگونه بگوید خداحافظ.
چهارشنبه 11 فروردینماه سال 1395 22:43
با فیلتر شدن این وبلاگ بنده حقیر فدوی امت هم به آخر خط وبلاگ نویسی رسیدم.دوباره برمیگردم،اما نمیدونم کی و چه زمانی.اما چیزی که مطمئن هستم دیگه توی این وبلاگ هیچ چیزی نمینویسم. وبلاگ رو حذف نمیکنم تا نوشته هام چونان طوماری سرگردان درون یک بطری تو دریای اینترنت به جا بمونه ازم. از دوستان خوبم چی بگم که گفتنی خیلی دارم....
-
سگ اصحاب کهف روزی چند// پی نیکان گرفت مردم شد
چهارشنبه 11 فروردینماه سال 1395 09:10
هی من اومدم گفتم جامعه دچار انحراف اخلاقی شدید و نگران کننده ای شده،هی گفتم داریم به قهقهرا میریم.نمونه اش هم مشخص شد.سرکار خانم مرسده ملک شاهی.صد البته که ایشون یک از هزاران هزار هستن.
-
باید یک بار برای همیشه گریه کرد آنقدر که اشکها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد.
دوشنبه 9 فروردینماه سال 1395 23:08
من این جمله رو خیلی دوست دارم: "چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی تن کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟و چقدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟..."
-
زندگی مانند نقش و نگارهای قالی ایرانی زیباست ولی درک معنای آن مشکل است.
دوشنبه 9 فروردینماه سال 1395 22:53
با برادرم در مورد گرافیتی در تهران صحبت میکردم و چند نفر رو که به شکل گمنام کار گرافیتی انجام میدن و پیرو مکتب بنکسی هستن معرفی کردم.به من گفت که این ها یه مشت احمق هستن.وقتی مردم بیکارن،وقتی پول ندارن،وقتی از لحاظ فکری به تکامل نرسیده ان،وقتی با مشکلات ریز و درشت اقتصادی اکثریت قریب به اتفاق مردم دست و پنجه نرم میکنن...
-
ارزانترین چیزها مهربانی است که به کار بردن آن مستلزم کمترین ناراحتی و فداکاری است.
دوشنبه 9 فروردینماه سال 1395 21:32
سخن اول:خونه تنها بودم حسابی مست کردم و با ترانه ماه پیشونی و کجایی از چاووشی یه دل سیر گریه کردم و بعدش از خودم خجالت کشیدم. سخن دوم:من الان تو سنی هستم که دقیقا میانه زندگیم هستم.مگه قراره بیشتر از شصت سال زندگی کرد؟ سخن سوم: سخن چهارم:چقدر این بارون رو دوست دارم. سخن پنجم:خبر خاصی تو زندگیم نیست این روزها. سخن...
-
آماده شدن برای دستگیری از پیران، و وفاداری نسبت به دوستان و مهر ورزیدن بهمردم، آرزوی من است.
شنبه 29 اسفندماه سال 1394 01:18
امیدوارم سال جدید سال خوبی باشه واسه کسایی که این وبلاگ رو میخونن.اینجا میخوام از اونایی که اسمشون تو ذهنم هست اسم ببرم و تشکر بکنم از همه شما دوستان عزیزم و در نهایت هم بگم که عاشق همتون هستم. دندون محمد پریسان مگهان چوپان دلقک هولدن کالفیلد فیل خورشید گلشن خانوم ف آنا مهشید رهگذر ورونیکا جلبک خاتون سارا آویشن خاله...
-
مروری بر سال نود و چهار مستراح
شنبه 29 اسفندماه سال 1394 00:05
خوب حالا که به پایان سال گه 94 رسیدیم،میخوام خودم رو چس کنم و بهترین پستهایی رو که تو این سال گذاشتم رو اینجا بزارم دوباره که بخونید.شما دیگه به بزرگی خودتون ببخشید،به این کار من میگن:"خود عن پنداری" آنچه از زندگی نمیدانید. خیانت واژه ی تلخی ست ، حقیقتی زهرآگین ، فرود دشنه، پی در پی ، بر پیکره ی دوستت دارمها...
-
مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم میریزند و از آن غولی به وجود میآورند که نامش تقدیر است.
جمعه 28 اسفندماه سال 1394 23:33
توی دعواهای زن و شوهری که در آستانه جدایی هستن بدترین چیزی که وجود داره شکستن ظرفها و فحش دادن ها و برخوردهای فیزیکی و توهین به خانواده طرف مقابل و به رخ کشیدن عیبهای طرف مقابل نیست.البته که همه اینها سخت و دردناک و تلخ هستن،اما جانکاه و جگرسوز ترین مسئله اون فکری هست که بعد از هر دعوا و بعد از تمام شدن همه این...
-
بشر بهخوشبختی خیلی زود عادت میکند و چون خیلی زود عادت میکند، خیلی زود هم فراموش میکند که خوشبخت است
جمعه 28 اسفندماه سال 1394 21:15
سرم گیج میره و بی حس هستم.به تلویزیون خیره شدم که داره به طور مستقیم خبر دستگیری صلاح عبدالسلام مظنون حملات تروریستی پاریس رو به طور زنده پخش میکنه.یه سیگار توی دستم دارم آروم دود میکنم،سین چشم سبز پست سر هم حرفهای ضدونقیض تو تلگرام میفرسته که همه بی جواب میمونن و توی سرم دارم به واقعیت مجازی فکر میکنم و به این که...
-
بـی خـبر رفـت و دگـر از او نـیامـد نـامـه ای نـه ، کـلامی نـه ، پـیامی نـه
جمعه 28 اسفندماه سال 1394 09:34
به خاطر یک سری محدودیت های امنیتی مسخره اعمال شده توسط تلگرام امکان ساخت گروه تلگرامی برای من وجود نداره.دوستان یا خودشون گروه بسازن.یا یه پیشنهاد دیگه بدن.
-
آنچه را ما به نام مرگ میخوانیم یک زندگی است که هنوز نتوانستهایم چگونگی آن را بفهمیم.
پنجشنبه 27 اسفندماه سال 1394 19:28
پنج شنبه آخر سال هست.یادی بکنیم از همه عزیزان و دوستان و آشنایانی که امسال از دست دادیم. امسال سال خیلی بدی بود.مادربزرگ منم فوت شد تو این سال.آدمهای خیلی خوبی فوت شدن و از دستشون دادیم.یاد و خاطره همشون گرامی باشه.
-
جوانان نباید افسردهدل بلکه خوشحال و مسرور باشند. نسل جوان باید چشمهٔ شادی و شعف باشد.
پنجشنبه 27 اسفندماه سال 1394 19:11
من باید برم موهام رو اصلاح کنم،ریشم رو بتراشم،پیرهن سفید با جوراب مشکی و کفشای ساق دار بخرم.ولی کونم اون قدر گشاده که از ظهر زیر پتو فقط دارم سیگار میکشم.
-
فرزند ، هر طور دلت می خواهد بخور ، امّا آن طور که مردم می پسندند بپوش
پنجشنبه 27 اسفندماه سال 1394 19:08
چیزی رو که هیچ وقت درک نکردم این رستوران های اروپایی هستن که به اندازه چس مثقال غذا تو بشقاب میزارن و میندازن جلو مشتری.
-
در حوضی که ماهی نیست، قورباغه سپهسالار است
چهارشنبه 26 اسفندماه سال 1394 23:03
توی یکی از شبکه ها داره نشون میده که به عده دانشمند دارن قورباغه های یه برکه کوچیک رو توی یه منطقه دورافتاده که نزدیک پونزده تا میشن از آب در میارن و وزن میکنن و اندازه گیری میکنن و پوستشون رو بررسی میکنن و بهشون فرستنده های خیلی کوچیک وصل میکنن که همیشه مراقب سلامتیشون باشن و چند کیلومتر اونورتر توی یه برکه دیگه رها...
-
چه باید کرد: ای انسانها؟ باید رنج بریم، لب فرو بندیم. ستایش کنیم، امیدوار باشیم و بمیریم
چهارشنبه 26 اسفندماه سال 1394 22:22
پسر خاله من تعریف میکرد که خواب دیدم "بالی خان"با ماشین اومده و مادر و خواهر منو برده،بعد اومده سر کوچمون زنم رو هم برده،در همون حین مادر من بهش گفت خوب میگفتی بیاد خاله ات رو هم با خودش ببره. پانوشت:بالی خان یه بابایی بود تو سریال حریم سلطان که بین خانمهای خانواده ما محبوبیتی عجیب داره و گمان کنم خیلی ها...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 اسفندماه سال 1394 19:57
شهر به دست دیوانگان افتاده
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 اسفندماه سال 1394 18:22
بیرون از خونه دقیقا شده میدان جنگ.پر از سروصدا و ترکیدن بمب.
-
لعنت به من
سهشنبه 25 اسفندماه سال 1394 18:21
ازدواج من اشتباهی به بزرگی خطاهای تمام انسانهای کره زمین بود.سریع،بدون فکر،براساس فریب و طمع.و حالا هیچ چیزی نداره واسم جز رنج و پریشونی.
-
از همه شما که در اینجا ایستادهاید خواهش میکنم که اگر ظلمی به شما کردهام مرا ببخشید و برایم دعا کنید. "ژان در اعدامگاه"
دوشنبه 24 اسفندماه سال 1394 13:09
شب عیدی دادگاه نرفته بودیم که رفتیم. پیش خودم فکر میکنم که من مستحق این مورد تو زندگیم نبودم.ولی باید خودم رو راضی کنم به این که خداروشکر بدنم سالمه و هنوز جوونم و شغل خوبی دارم و پول دارم و از همه مهم تر بچه ندارم.با این حرفها خودم رو قانع میکنم.اما از طرف دیگه من زندگی متاهلی دوست داشتم.بچه دوست داشتم.مهمونی و مهمون...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 اسفندماه سال 1394 14:32
وسوسه زدن یه گروه تلگرامی دوباره به جونم افتاده.
-
و چرا ما سقوط میکنیم، بروس؟ بخاطر اینکه یاد بگیریم چطوری خودمونو بکشیم بالا
شنبه 22 اسفندماه سال 1394 21:23
یه چیزی رو متوجه شدم و اونم این که خیلی از وبلاگ نویس ها خجالتشون میاد منو لینک بکنن.واقعا چرا؟؟؟؟
-
شادی که با کسی تقسیم نشده است شادی نیست.
جمعه 21 اسفندماه سال 1394 15:12
از این به بعد زیباترین ترانه هایی که شنیدم اینجا میزارم.شما هم اگه فکر میکنید ترانه زیبایی هست اون رو با ما شریک بشین.تک خوری نکنید. یکی از زیباترین ترانه هایی که به زبان انگلیسی خونده شده این ترانه هست:"Love Me Tender" از الویس پریسلی فقید. ترانه زیبای بعدی:"سایه ها" از سیجل و خلسه و نسیم و مجیکو....
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 20 اسفندماه سال 1394 22:12
یه سری ویدئو تو youtube هست به اسم tugh life که من عاشق دیدنشون هستم و خیلی باحال و خنده دار هستن.خیلی زیاد،خیلی.