تاریخ موسیقی و بشریت (به جز ما ایرانی های عاشق خالتور و لمپن و گنده گوز) هیچ وقت شکوه اجرای کویین در کنسرت Live Aid سال ۱۹۸۵ رو فراموش نخواهد کرد.
حالا شماها هی برین کنسرت این یارو گوزو کیه که طرفداراش رو فحش میده،کی بود،خدا یادم رفت،همین عن کلفت ریشو که بهش گفتن لب میزنی و اجرات زنده نیست اونم همه رو فحش داد،هان گرشا رضایی.برین همون و کیف کنین.
واقعا ما ایرانی ها یه تختمون کمه،ناموسا هر جای دنیا بود اینو تا ابد بایکوت میکردن این گوزو معروف تر هم شد تازه
حافظه تاریخی مردم ایران به اندازه دو یا سه ثانیه هست.یعنی بعد چند ثانیه فراموش میکنن که طرف کی بوده و چی گفته و چه کارایی کرده.
همین بهاره رهنما رو هشت سال پیش آقا نادر فتوره چی رید به سر تا پاش و نوشت که آدم میانمایه ای هست و تمام مجازی پر شد از فحش و توهین به نادرفتوره چی،هشت نه سال گذشت و روزی نبود که توهینی از بهاره رهنما به همه مردم ایران نشنوم.همچنان هم میلیونی فالوور داره.
همین زنیکه شیرین عبادی که حالا واسه مهسا اشک میریزه و شده دایه مهربان تر از مادر روزی که نوبل کیری صلح رو گرفت اولین جمله ای که گفت این بود که من اول یک مسلمان هستم بعد یک زن.
همین معصومه قمی کلا(مسیح علینژاد) که فریاد وا مصیبتاش گوش فلک رو کر کرده کسی بود که با همه نماینده ها رفیق بود و هر روز بیخ گوش خاتمی بود.
هزاران نمونه میتونم بگم از آدمهایی که از دل این حکومت بیرون اومدن،تندرو و متعصب و مذهبی و خشکه مقدس بودن و افکار رادیکال داعشی داشتن و روزگاری بازوهای سرکوب و جنایت و سانسور بودن و یا جیره خور و رانت بگیر و نون خور این رژیم بودن و حالا شدن اپوزیسیون و داغدار مهسا و طرفدار آزادی زنان.محسن مخملباف،محسن سازگارا،فاطمه حقیقت جو،مهناز افشار،ترانه علیدوستی ، عطاالله مهاجرانی،باران کوثری،پگاه آهنگرانی و ... .
حالا هم نمونه آخرش همین مرتیکه لمپن دوزاری خالتور،ساسی مانکن،ملت احمق رفتن توی کنسرتش و داد میزنن بی شرف در حالی که همین آدمها که تا دیروز با آهنگهاش قر میدادن و حرفهای ضد حکومتی اش رو با گوش جان میشنیدن یادشون نمیاد که سال ۸۸ تو ستاد انتخاباتی کروبی بود و واسش ترانه میخوند.
حافظه همه مردم به اندازه ۳ ثانیه هست.تقصیر خودشون هم نیست.از روزی که اینستاگرام و بی بی سی و من و تو و ایران اینترنشنال پاشون باز شد به خونه های مردم همه مردم رو قشنگ مثل عروسک خیمه شب بازی دارن بازی میدن و هدایتشون میکنن.یه روزی یه آدم بی نام و نشونی رو عَلم میکنن به اسم اسماعیلیون و یه روزی یکی مثل علیرضا افتخاری رو با خاک یکسان میکنن،یه روزی یه بی همه چیزی مثل مسیح علینژاد میشه رهبر اپوزیسیون و یه روزی هم در مورد ده ها کشته شاهچراغ کلمه ای صحبت نمیشه.
عقل و شعور و خرد خودتون رو نسپارین به اینستاگرام و ماهواره و توئیتر حالا من که میدونم طبق معمول همیشه میایین فحش میدین.ولی کمی عاقل باشین.
پانوشت:زنیکه بی هویت فرانک عمیدی رو یادم رفت که حالا واسه ما شده فمینیست و طرفدار حقوق زنان ولی انگشتش رو تا مچ رنگی کرد و رفت سفارت ایران تو لندن و رای داد.
"تو ای که این نبشته میخوانی به هوش؛ که روزگار با هیچ مرد بد نکرد؛ و بنگر که مردمان با روزگار چه بد کردهاند. من مردی بودم _ نامم گُم از جهان_ که پدر مرا کارِ دانش فرمود؛ و گفت این سود مردم است. و من چون گاوی بارکش که هزاران پوست نبشته از چرمِ همگنان را در ارابهای میکشد و از آنها چیزی نمیداند ندانسته بودم که سودِ کس نیست مگر زیان کسی! مرا یاد از آن روز است که زمین از کشتههای دیوان پُر بود، و دُهُلهای آشوبشان از بانگ و غوغا افتاد. از این پیروزی همه شاد شدند و من نه! من از فراز، در کشتهها نگریستم. پس به سکنجی شدم و در به روی خود بستم و به سالها این جام پرداختم، از بهرِ نیکی آن. و اگر روزی مرا داوری کنند که این جام سود است یا زیان، مرا بر خویشتن دشنام خواهد بود یا دریغ؛ آفرین یا نفرین؟ اگر در آینهی دانشِ من، به سودِ کسی دیگری را زیان کنند!"
دیشب تا صبح بیدار بودم.نماز میخوندم و قرآن و روی سجاده ام اشک می ریختم و واسه مردم کشورم و شادی روح شهدای شاهچراغ و برای سلامتی رهبردعا میکردم.
دعا کردم که این اعتراضات تموم بشه و فرج و گشایشی توی وضع اقتصادی همه از جمله بنده سرتاپا گناه به وجود بیاد.
بعد قرآنم رو برداشتم و باز کردم و این آیه اومد مگر کسانى که شکیبایى ورزیده و کارهاى شایسته کرده اند که براى آنان آمرزش و پاداشى بزرگ خواهد بود.
بعد صبح زود هم وقتی اذان صبح رو خوندن بلند شدم و رفتم به مسجد محل،دلم گرفت از خلوتی مسجد،چرا ما مردم حضورمون توی مساجد کم شده.نماز رو به جماعت خوندم و واقعا لذت بردم.با احساس سبکی و نشاط معنوی به خونه برگشتم.
از این به بعد دیگه میخوام بقیه عمرم رو به عبادت و روزه گرفتن و قرآن خوندن و دعا کردن و توبه برای گناهانم بگذرونم.میخوام وقتی که مُردم توی پیشگاه خدا رو سیاه نباشم.میخوام با شهدا و اولیای خدا و صالحین محشور بشم.
میخوام از خودم تعریف کنم.
موهبت هایی در زندگی وجود داره،نعمت هایی هست که خدا به بعضی از بنده هاش عطا میکنه،اونم بحث لیاقته.باید نظر کرده باری تعالی باشی.یکی از این موهبت ها اینه که بتونی روان و سلیس قرآن بخونی،من خیلی ها رو دیدم که نمیتونن قرآن بخونن حتی بعضی هاشون عرب بودن.ولی من به راحتی و بدوناشکال قرآن میخونم،بدون مکث و تته پته کردن با رعایت قواعد و اِعراب.دومین موهبت هم اینهست که وقتی قرآن میخونم متوجه معنی و مفهوم آیه ها میشم،فهوای کلام خداوند سبحان رو متوجه میشم،درسته که عربی نمیتونم حرف بزنم،ولی هر آیه ای رو که میخونم دقیقا متوجه میشم در مورد چی هست.سومین موهبت و نوری که خداوند متعال توی دل من گذاشته حُب و دوستی اهل بیت هست،من محرم ها نذری میدم،دل تنگ حرم امام رضا میشم،با شنیدن بعضی نوحه ها بغضی میشم.اینا همه نشونه های حُب و محبتی هست که نسبت به اهل بیت پیامبر دارم.
کدوم اسکلی آخه هفتصد،هشتصد تومن میده واسه ثبت نام لاتاری و عکس،به قرآن هر کی بخواد من مفت و مجانی واسش انجام میدم.
دست تک تک عزیزانم رو که توی پست پایین پیشنهادات سازنده دادن میبوسم.بالاخره یه کاری میکنم و حتما بهتون میگم چه کاری رو شروع کردم و اگر مرتبط با خدمت رسانی و یا غذایی بود خواننده های عزیز وبلاگ قدمشون روی چشم من هست و مهمون بنده هستن.حالا باید با شریکم صحبت بکنم،با عزیز دل هم حرف بزنم یه سبک و سنگینی بکنیم،جامعه هم از این بحران خارج بشه ببینیم چه میشه کرد.
بوس به صورت ماه همتون.
شما خواننده های خوب و مهربونی هستید و هر چی من بپرسم خیلی پیشنهادهای خوبی بهم میدین مثل این پست فیلترشکن که واقعا با کمک شما هم تونستم یوتیوبم رو باز کنم و هم تونستم راحت برم توی اینترنت و به همین خاطر از همتون که من رو راهنمایی کردین ممنونم.شما بهترین خواننده های وبلاگ همه جهان هستین.
حالا یه سوال دیگه دارم ازتون خواهش میکنم،از همه خواهش میکنم جواب بدن،چه اونایی که خاموش هستن چه همیشگی ها،هر کس هم نخواد اسمش معلوم باشه با اسم های ناشناس و مستعار جوابم رو بده.
شرایط مالی من رو تقریبا همه میدونن،میخواستم بپرسم چه کاری میشه کرد که یه درآمدی آدم به دست بیاره؟مثلا سوپرمارکت بزنه؟کافه بزنه؟کسایی که طرح اقتصادی دارن بیان طرح خودشون رو بگن و بفرمایند که چقدر سرمایه نیاز داره.
من پست جدید نمیزارم.و کامنتهای شما سریعا تایید میشه،میخوام زیر این پست در مورد طرح های اقتصادی با بودجه کم با هم حرف بزنیم.شاید هم من و هم کسی دیگری تونست استفاده بکنه.
منتظر نظرات شما هستم.
یه چیزی بگم جان خودتون مسخرم نکنید،من هر وقت این ترانه"هدیه اسباب بازی" رو میشنوم یا میبینم این قدر بغضی میشم که حد و حساب نداره،یعنی واقعا گریه ام میگیره.میدونم خیلی مسخره هست ولی دست خودم نیست.از تصور این که خودم یه بچه ای داشته باشم یا بچه کوچیکی باشه که اون قدر مهربونی توی وجودش باشه که اسباب بازی هدیه بده به بچه دیگه ای گریه ام میگیره.یه جایی اش هم میگه: با این که گاهی سخته زندگیامون ولی،هوات رو دارم رفیق به عشق مولا علی.اونجاش هم خیلی قشنگه،بغضی میشم عجیب.
الان هم دارم هدیه اسباب بازی رو گوش میدم و گریه میکنم.
تو رو خدا نگید که شما بغض نمیکنید با شنیدن "هدیه اسباب بازی"
بوس
بوچ